تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٩ - شرح آيات
خواهند شد.
پروردگار ما براى آن كه بدين حقيقت ايمان بياوريم، ما را به نگريستن به تاريخ دعوت مىكند، زيرا تاريخ سرشار از شواهدى قاطع بر اين حقيقت است. پس كسانى را كه رسالتهاى خدا را رد كردند و بدانها و به پيامبرانش سر فرود نياوردند هلاك كرده و نيروى آنها هيچ گزندى را از آنان دور نساخته و سودى به آنها نرسانده است.
«كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ- چه بسا مردمى را كه پيش از آنها به هلاكت رسانيديم.» «القرن» مردمى هستند كه از لحاظ زمان و مكان با هم زندگى مىكنند، و «كم» از ادات استفهام است كه در اين جا دلالت بر كثرت دارد. و خدا وقتى اين ادات را در تعبير مىآورد مىخواهد ما را رهنمون شود كه اين سنّت و روش تنها يك بار بروز نكرده است بلكه سرتاسر تاريخ شواهدى بر آن است و اين سنّت الهى در خور آن است كه امتها از آن اندرز گيرند ولى امّتها خطاى خود را دير كشف مىكنند و بدان هنگام توبه سودى ندارد.
«فَنادَوْا وَ لاتَ حِينَ مَناصٍ- آنان فرياد برمىآوردند ولى گريزگاهى نبود.» گفتهاند: «لات» در اصل لا بوده (براى نفى جنس يا مشبهة بليس) سپس تاى تأكيد نفى بر آن افزوده شده چنان كه به ثمّ و ربّ نيز به همين منظور اضافه مىشود.
«مناص» گريزگاه و زمان و مكان فريادرسى است، و گويند «ناصه ينوصه» هنگامى كه كسى فرياد كمك و استغاثه برآورد.
قرآن وضع آنها را هنگامى كه فرياد كمك و توبه و اظهار رنج و درد برمىآورند چنين توصيف كرده، و بر اطلاق سخن رانده/ ٣١٩ تا خيال ما را به پهنه تمام مفردات و انواع فريادهاى يأس آميز آنها ببرد.
ولى وقت و زمان اقدام منقضى شده است. مگر نه آن كه فرصت براى