تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٧ - شرح آيات
پيامبر، ابراهيم (ع) نمونهاى است از يك انقلابى رد كننده خطاى اجتماعى و خطاى پدران، و خدا/ ٢٥٤ او را دليل و حجّت بر كسانى مىآورد كه به وسيله اين دو عامل خطا راه شرك پيمودند، و قرآن از آنها چنين سخن مىگويد كه
«إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آباءَهُمْ ضالِّينَ* فَهُمْ عَلى آثارِهِمْ يُهْرَعُونَ- آنها پدران خود را پيش از خود گمراه يافتند* و بر پى ايشان شتابان مىروند»، [٣٨] و ابراهيم (ع)- بر خلاف آنها- مسئوليّت خود را بر دوش گرفت، و عقل خود را به كار انداخت و اشخاص و مرده ريگ را به حساب ناچيز شمردن ارزشها تقديس و ستايش نكرد.
[٨٦] آن حضرت (ع) به دروغين بودن شريكان برساخته و گمراهى فرهنگى كه اجتماع را به چنان پايان تباهى در كجروى كشانده بود، راه برد.
«أَ إِفْكاً آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ- آيا به جاى خداى يكتا، خدايان دروغين را مىخواهيد؟» و «إفك» همان دروغ كلان و گزاف است.
مفسّران گفتهاند كه مقدّم آوردن كلمه «إفكا» كه مفعول مطلق است براى توجّه ويژه بدان و براى آن است كه تمام توجيهات و بهانههاى آنها براى پرستش خدايان خطاست و آنها خود جز مردمى دروغگو نيستند.
اين اوج مبارزه و ستيزه ابراهيم- عليه السّلام- را نسبت به گمراهى متداول و شايع در ميان قومش نشان مىدهد.
[٨٧] آن گاه وى بعد از بيان خطاى شرك، در حالى كه خداى حقيقى را براى قوم خود بيان مىكند، از آنها مىپرسد
«فَما ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ- به پروردگار جهانيان چه گمان داريد؟» حركت ارباب رسالت بدين سان بر ويران كردن انديشه و وضع موجود باطل و ساختن انديشه و نهاد حق به جاى آن دو استوار مىباشد.
پيداست كه ابراهيم (ع) با اين سخن قوم خود را به سوى راه درست براى
[٣٨] - همين سوره، الصّافات/ ٦٩- ٧٠.