تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٥ - شرح آيات
/ ٢٥٢ مفسّران گويند: ضمير در كلمه «شيعته- پيروان او» به نوح (ع) برمىگردد، پس معنى آن چنين مىشود كه ابراهيم (ع) از كسانى بود كه بر راه او مىرفتند.
و ديگران گويند: اين ضمير به محمّد- صلّى اللَّه عليه و آله- برمىگردد، و واقع اين است كه پيروى از حق و رفتن بر راه فرستادگان خدا يك حقيقت است، خواه به نوح (ع) يا به محمد (ص) يا اوصياء پاكنهاد او نسبت داده شود، زيرا روش يكى است و راه مستقيم است.
[٨٤] قرآن معنى حقيقى تشيّع را بيان مىكند كه عبارت از مردود شمردن بت داخلى با توحيد ناب، و طرد بت خارجى با مقاومت در برابر كجروى اجتماعى و سياسى و فرهنگى و جز آن و با وضع موجود است كه صورتى آشكار و ظاهرى از بت داخلى است، و سپس سرسپردگى به خدا و فداكارى و پايدارى در راه او.
آرى. ابراهيم (ع) از پيروان نوح (ع) بود، ولى چگونه بدين مقام والا دست يافت؟
قرآن بدين پرسش ما پاسخ مىدهد
«إِذْ جاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ- آن گاه كه با دلى رسته از ترديد روى به پروردگارش آورد.» او كسى بود كه از تمام بيماريها، همچون حسد و كينه و بيم و هراس كه قرآن هنگامى كه از هدفهاى بعثت پيامبر محمد (ص) با ما سخن مىگويد آنها را «اغلال- بند و زنجيرها» مىنامد، رسته بود. قرآن مىگويد: «وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ وَ يَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتِي كانَتْ عَلَيْهِمْ- و چيزهاى ناپاك را برايشان حرام مىكند و بارگرانشان را از دوششان برمىدارد و بند و زنجيرشان را مىگشايد». [٣٥] اين بيماريها و بند و زنجيرها در واقع از درخت شرك به خدا شاخه مىزند، و قرآن آنها را گاه بند و زنجير، و گاه بيمارى خوانده است، زيرا
[٣٥] - الاعراف/ ١٥٧.