تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٤ - شرح آيات
پس عذاب او به سبب پرستش خدايان برساخته، سواى ذات او، كاسته نمىشود، بلكه آن پرستش خود جرم و گناهى بزرگ است كه به علّت آن خدا او را مؤاخذه و عقوبت مىكند، و آن خدايان دروغين نمىتوانند مشرك را از آن عقوبت نجات بخشند.
[٢٤] «إِنِّي إِذاً لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ- و در اين هنگام من در گمراهى آشكار باشم.» اگر پرستيدن آفرينندهاى را كه رستاخيز به سوى اوست، و او بر بندگانش مسلّط و تواناست رها كنم. و به پرستش خدايانى بپردازم كه سود و زيانى در اختيار ندارند.
گمراهى آشكار، همان گمراهى واضحى است كه در گمراهگى آن ترديدى وجود ندارد.
[٢٥] آن گاه در حضور همگان جبههاى را كه بدان وابستگى داشت، اعلان و آشكار كرد و با آشكار كردن بيزارى و برائت خود از قومش، با آنان به ستيزه برخاست و آنها را به مبارزه طلبيد.
«إِنِّي آمَنْتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ- (اى رسولان) من به پروردگارتان ايمان آوردم. سخن مرا بشنويد.» شايد او بدين وسيله، پس از آن كه معاندان و لجبازان نصيحت مشفقانهاش را نپذيرفتند و او را تهديد كردند كه او را مجازات خواهند كرد، همان گونه كه پيشتر رسولان را نيز تهديد كرده بودند، جبههگيرى خود را به آنها ابلاغ كرد، و پايدارى ورزيد و به آنها فرمان داد كه گواهى صريح او را نسبت به يگانگى پروردگار بشنوند.
/ ١١٧ و شك نيست كه يكى از حجّتهاى رسا بر درستى دعوت ايمان صاحب آن است كه متزلزل نمىشود و جهان را به مبارزه مىخواند.
[٢٦- ٢٧] به هر حال در عمل تهديد سختى را كه كرده بودند در حق او روا داشتند، و او را به بر حسب قولى، به زير پاى چندان كوفتند تا بمرد، و بر حسب