تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١١ - شرح آيات
دست شهر» اشاره به طبقهاى پست نزد آن قوم باشد، هم چنان كه اين كلمه دلالت بر موقعيّت جغرافيايى و زيستگاه او مىكند كه نشان مىدهد آن رسالت در صفوف برخى مستضعفان منتشر شده بود، كسانى كه با آن كه در دور افتادهترين نقاط شهر و نه در بالاترين نقاط مىزيستند، با تمام نيرو مشعل رسالت را حمل مىكردند.
شايد نكره آوردن كلمه «رجل مردى» براى دلالت بر كامل بودن صفات مردانگى، يعنى همّت عالى، و جزم شديد، و قول پايدار در وجود او بوده باشد، چنان كه خداى سبحان گويد: «مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ/ ١١٤ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا- از مؤمنان مردانى هستند كه به پيمانى كه با خدا بسته بودند وفا كردند. بعضى بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضى چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نكردهاند». [١٤] شايد آن مرد به سبب اهتمام كاملى كه نسبت بدان هشدار داشت و علاقه شديدش به سلامت و نجات قوم خود دوان دوان آمد، و اين چنين است كه صاحبان نفوس پاك به امنيّت مردم علاقه دارند و در ابلاغ رسالتهاى خدا براى نجات مردم از عذاب حتمى خداوند خود را فدا و فنا مىكنند.
«قالَ يا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ- گفت: اى قوم من! از اين رسولان پيروى كنيد.» آن مرد از خود آنان بوده و چنان كه مناسب مقام بوده از در نصيحت و دلسوزى برآمده كه گفته است: «اى قوم من» و از همان آغاز كه به آنها فرمان داده تا از رسولان پيروى كنند، ايمان خود را آشكار كرده است.
آوردهاند كه وى يكى از صدّيقان سه گانه تاريخ بوده است. در كتاب الدّر المنثور آمده است: ابو داود و ابو نعيم و ابن عساكر و ديلمى از ابى ليلى نقل كردهاند كه گويد: پيامبر خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- گفت
«صديّقان سه تنند: حبيب نجّار (مؤمن آل ياسين) كه گفت
[١٤] - الاحزاب/ ٢٣.