تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١١٠ - شرح آيات
«أَ إِنْ ذُكِّرْتُمْ- آيا اگر اندرزتان دهند، چنين مىگوييد؟» اگر شما را از خطرهايى كه تهديدتان مىكند آگاه كنند، آيا اين نزد شما شومى ناميده مىشود؟
مفسّران گويند: اين كلمه به منزله پاسخ به تهديد سنگسار و شكنجه است، يعنى: چون ما شما را آگاه كرديم آيا در برابر آن ما را شكنجه مىدهيد؟
به نظر من چنين مىرسد كه محور كلام كافران همان شوم انگاشتن و به فال بد گرفتن است، و محور كلام پيامبران همانا پاسخ/ ١١٣ بدان شوم انگاشتن.
«بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ- نه، شما مردمى گزافكار هستيد.» گزافكارى شما همان سبب شومى و نكبتى است كه به شما رسيده، و شايد اين آيه شبيه آيه و گفتار خداى سبحان باشد كه گويد: «وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ- ظالمان از پى تن آسايى و لذّات دنيوى رفتند». [١٣] برخى بر آنند كه «اسراف گزافكارى» در اين جا به معنى زيادهروى در جرم و ظلم است، و مربوط به تهديد به سنگسار مىشود.
[٢٠] در اين جا صحنه صورتى تازه مىيابد (و شخصيّتى جديد در آن ظاهر مىشود) كه همان بازتاب رسالت بر دلى روشن و نفسى پاكيزه است. مرد با ايمانى كه مىبيند قومش به سبب كفر خود در آستانه هلاكت و نابودى قرار گرفتهاند. پس به سوى آنها مىشتابد تا آنها را از عواقب زيانبخش ردّ رسالت و نپذيرفتن آن بر حذر دارد.
«وَ جاءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعى- مردى از دور دست شهر دوان دوان آمد،» در روايات آمده است كه آن مرد حبيب نجّار بود، و با آن كه در دور دست شهر به سر مىبرد آن رسالت و دعوت الهى بدو رسيده بود، و با وجود آن كه- بر حسب روايات- چوپان بود به نصيحت و دلسوزى شتافت، و شايد كلمه «دور
[١٣] - هود/ ١١٦.