اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٨ - جزع و بى تابى
و تلاش را ضعيف ساخته و غم و اندوه به بار مىآورد». [١]
٢- همان امام بزرگوار در جاى ديگر ضمن اشاره به نكته لطيف ديگرى مىفرمايند:
«الْجَزَعُ اتْعَبُ مِنَ الصَّبْرِ؛ بى تابى از صبر و شكيبايى ناراحت كنندهتر است». [٢]
دليل آن روشن است؛ زيرا جزع و بى تابى هيچ مشكلى را حل نمىكند، تنها اثرش اين است كه روح و جسم انسان را در هم مىكوبد، به همين دليل از شكيبايى پر زحمتتر مىباشد؛ مثلًا، هنگامى كه انسان، عزيزى را از دست دهد، ممكن است سرش را به ديوار بكوبد، گريبان چاك كند، نعره و فرياد بكشد و يا سرانجام خودكشى كند؛ اما هيچ يك از اينها عزيز از دست رفته را باز نمىگرداند، بلكه تنها پايههاى ايمان و سلامت جسم و جان او را درهم مىكوبد، علاوه بر اين، اجر و پاداش انسان را نيز برباد مىدهد كه شرح آن در حديث بعد مىآيد.
٣- حضرت على عليه السلام مىفرمايند: «الْجَزَعُ لايَدْفَعُ الْقَدَرَ وَ لَكِنْ يُحْبِطُ الاجْرَ؛ جزع (در برابر مصائب)، مقدرات را تغيير نمىدهد؛ ولى اجر و پاداش انسان را از بين مىبرد». [٣]
درباره اين كه چرا پاداش را از بين مىبرد، بايد گفت: جزع و ناشكيبايى دليل بر عدم رضا و عدم تسليم در برابر مقدرات الهى است. در واقع، اعتراض به عدل و حكمت پروردگار را در بردارد؛ هر چند صاحبش از آن غافل باشد.
٤- در حديث ديگرى كه از امام هادى عليه السلام نقل شده، ضمن اشاره به نكته جالب ديگرى، مىفرمايند: «الْمُصِيبَةُ لِلصَّابِرِ وَاحِدَةٌ وَ لِلْجَازِعِ اثْنانِ؛ مصيبت براى انسان صبور يكى است و براى انسان بى صبر و ناشكيبا دوتاست». [٤]
جزع و بى تابى- چنان كه در قبل اشاره شد- مشكلات عظيم جسمى و روحى به دنبال دارد، به علاوه اجر و پاداش انسان را برباد مىدهد، بنابر اين مصيبت افراد ناشكيبا مضاعف مىشود.
٥- امام كاظم عليه السلام در بيان يكى از وصاياى حضرت مسيح عليه السلام مىفرمايند: «وَ لاتَجْعَلُوا قُلُوبَكُم مَأْوىً لِلشَّهَواتِ انَّ اجْزَعَكُم عِنْدَ الْبَلاءِ لَاشَدُّكُم حُبّاً لِلدُّنيَا وَ انَّ اصْبَرَكُمْ عَلَى الْبَلاءِ لَازْهَدُكُم فِى الدُّنيَا؛ دلهاى خود را پناهگاه شهوات قرار ندهيد، آن كس كه در بلا، بيشتر بى تابى مىكند، علاقهاش به دنيا بيشتر است و آن كس كه در بلا، شكيباتر است، نسبت به
[١]-/ بحارالانوار، جلد ٧٩، صفحه ١٤٤
[٢]-/ همان مدرك، صفحه ١٣١، حديث ١٦
[٣]-/ غرر الحكم، حديث ١٨٧٦
[٤]-/ بحارالانوار، جلد ٧٩، صفحه ١٤٤