اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٦ - الگوى صبر و اسطوره مقاومت
داد، همه را پذيرفت.
اصولًا قوانين حاكم بر جهان تكوين با آن چه در جهان تشريع است، گرچه سرانجام به يك نتيجه منتهى مىشود، ولى در ظاهر، از هم جداست و از همين رو، دوستى و همراهى حضرت خضر عليه السلام و حضرت موسى عليه السلام مدت كوتاهى طول نكشيد.
ممكن است بعضى از پيامبران و هم چنين امامان عليهم السلام به اسرار تكوين نيز آگاه باشند (همانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السلام كه از روايات استفاده مىشود، ولى اين امر در نبوت و رسالت پيامبران و امامت ائمه معصومين عليهم السلام ضرورتى ندارد؛ زيرا يك فضيلت است، نه شرط رسالت و امامت.
در پنجمين آيه سخن از يكى از پيامران بنى اسرائيل است كه در تفاسير و تاريخ از او به نام «اشموئيل» ياد كردهاند.
هنگامى كه بنى اسرائيل بر اثر ظلم سلطانى به نام «جالوت» آواره و بيچاره شدند، دست به دامن «اشموئيل» زدند تا رئيس و فرماندهى براى جنگ با «جالوت» برايشان تعيين كند. او طى انتخاب حساب شدهاى كه شرحش از موضوع اين بحث خارج است، جوانى به نام «طالوت» را براى اين كار برگزيد.
هنگامى كه طالوت، لشكر عظيمى از بنى اسرائيل را براى جنگ با «جالوت» بسيج كرد، با فراست و هوشيارى كه خدا به او داده بود، دريافت كه اين لشكر انبوه، كارايى چندانى ندارد؛ زيرا افراد سُست اراده و كم طاقت بسيارى در ميان آنهاست كه نه تنها سبب تقويت آنها نخواهند شد، بلكه باعث تضعيف روحيه ديگران نيز مىشوند؛ لذا تصميم گرفت با آزمايشهاى متعددى آنها را تصفيه كند. پس از انجام اين كار، گروه محدودى بيشتر باقى نماند.
آن گروه، از كمى نفرات خود نگران و ناراحت بودند و به يكديگر گفتند: «ما امروز توان مقاومت در برابر لشكر عظيم جالوت را نداريم»؛ ولى به گفته قرآن: «كسانى كه علم به ملاقات خدا داشتند (و به روز رستاخيز معتقد بودند) گفتند: چه بسيار گروههاى كوچكى كه به فرمان خدا بر گروههاى عظيمى پيروز شدند و خداوند با صابران است؛ ... قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ