اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٣ - حرص و دنياپرستى در احاديث اسلامى
حرص و دنياپرستى در احاديث اسلامى
واژه حرص و الفاظ مترادف و هم معنى آن در احاديث اسلامى، به طور وسيع مورد بحث واقع شده و آثار و پى آمدهاى بسيار منفى براى آن ذكر گرديده است كه بخشى را گلچين كرده در ذيل از نظر مىگذرانيم:
١- در حديثى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه به اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود: «اعْلَمْ يَا عَلِىُّ! انَّ الْجُبْنَ وَ الْبُخْلَ وَ الْحِرْصَ غَرِيزَةٌ وَاحِدَةٌ يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ!؛ بدان اى على! كه ترس و بخل و حرص، يك غريزه هستند و همه در سوء ظن (به خدا) خلاصه مىشوند!» [١]
٢- همين معنى به صورت ديگرى در فرمان مالك اشتر در نهج البلاغه آمده است آنجا كه امام عليه السلام كه امام مالك اشتر را از مشورت با بخيلان و افراد ترسو و حريصان برحذر مىدارد، سپس مىافزايد: «انَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزٌ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ؛ بخل و ترس و حرص، غرايز مختلفى هستند كه يك ريشه دارند و آن سوء ظنّ به خداست!» [٢]
كسى كه حسن ظنّ به پروردگار و قدرت او نسبت به انجام وعدههايى كه درباره تأمين رزق و روزى بندگان تلاشگر داده، داشته باشد هرگز براى جمع آورى اموال حرص نمىزند.
و آن كسى كه توكّل بر خدا و الطاف و عنايات او دارد بى جهت از هر چيزى نمىترسد.
و آن كس كه به رحمت و لطف او اميدوار است بخل نمىورزد.
آرى كسى كه توحيد او كامل باشد و به اسماء و صفات حُسناى الهى معتقد باشد گرفتار اين خوهاى سه گانه كثيف نمىشود كه در ظاهر سه صفت از صفات رذيله است ولى در باطن يك ريشه دارند (و به همين دليل گاه غريزه واحده به آنها اطلاق شده و گاه غرايز شتّى؛ چرا كه در ظاهر متعدّدند و در باطن يكى).
٣- «حرص» در دنيا انسان را گرفتار رنج و تعب دايمى مىكند، چنان كه على عليه السلام
[١]-/ ميزان الحكمه، جلد ١، صفحه ٥٨٨، شماره ٣١٣٩
[٢]-/ نهج البلاغه، نامه ٥٣