اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٢ - حرص، آفت بزرگ خوشبختى
باشد) و گمان مىكند كه اموالش سبب جاودانگى اوست (نه مرگى به سراغ او مىآيد، نه حادثهاى كه سبب زوال مال و ثروت او شود!)»، (وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ* الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ* يَحْسَبُ انَّ مَالَهُ اخْلَدَهُ).
جمله «عَدَّده» كه ناظر به شمارش كردن اموال از سوى اين دنياپرستان است، اشاره به حرص و ولع شديد آنهاست كه هر قدر بر اموالشان افزوده مىشود باز طالب بيشترند، به همين دليل پيوسته آنها را شمارش مىكنند.
جمله الَّذِى جَمَعَ مَالًا وَ عَدَّدَهُ در واقع به منزله علّت براى «همز» و «لمز» و عيبجويى كردن آنهاست، يعنى ثروت سرشار دنيا آنها را چنان مست و مغرور ساخته كه افراد تهيدست با ايمان را به باد سخريّه و استهزاء مىگيرند و گمان مىكنند نه تنها اين ثروتها جاودانى است، بلكه به آنها نيز آب و رنگ جاودانگى مىدهد در حالى كه «از نسيمى دفتر ايّام بر هم مىخورد!»
بررسى حال دنياپرستان عجايب و شگفتىهايى به ما نشان مىدهد كه عقل آدمى را مات و مبهوت مىكند، بعضى از آنان را سراغ داريم با اينكه در علوم ظاهرى و مادّى پيش رفته بودند، هدفى جز جمع آورى ثروت نداشتند و هنگامى كه از آنها سؤال مىشد شما با اين ثروت چه مىخواهيد بكنيد، نه تشكيل خانواده دادهايد نه مسافرتهاى تفريحى مىرويد و نه ... در پاسخ مىگفتند: ما از اين دلخوش هستيم كه يك «صفر» بر ارقام اموال ما افزدوده شود!
نتيجه نهايى
از مجموع آيات فوق و تفسيرى كه بر آن ذكر شد چنين نتيجه مىگيريم كه مسئله حرص و آز و دنياپرستى و دلباختگى و دلدادگى نسبت به مواهب مادّى از ديدگاه قرآن بسيار خطرناك و نكوهيده و مايه انواع شرّ و فساد است و به يقين در مسير خودسازى و تكامل اخلاق از بزرگترين موانع محسوب مىشود.