اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٣ - ٨- درمان تكبّر
مىخورم». [١]
غالباً اين حديث معروف را درباره على عليه السلام شنيدهايم كه روزى دو پيراهن خريد يكى به چهار درهم و ديگرى به سه درهم، سپس به غلامش قنبر فرمود: يكى از اين دو را انتخاب كن، قنبر پيراهن چهار درهمى را انتخاب كرد و امام پيراهن سه درهمى را پوشيد. [٢]
در خطبه ١٦٠ نهج البلاغه آمده است كه امام عليه السلام درباره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين مىفرمايد: «وَ لَقَدْ كَانَ يَأْكُلُ عَلَى الْارْضِ وَ يَجْلِسُ جِلْسَةَ الْعَبْدِ وَ يَخْصِفُ بِيَدِهِ نَعْلَهُ، وَ يَرْقَعُ بِيَدِهِ ثَوْبَهُ وَ يَرْكَبُ الْحِمَارَ الْعَارِىَ وَ يُرْدِفُ خَلْفَهُ؛ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روى زمين (بدون فرش) مىنشست و غذا مىخورد و با تواضع همچون بردگان جلوس مىكرد و با دست خود كفش خويش را وصله مىكرد و بر مركب برهنه سوار مىشد و حتّى كسى را پشت سر خويش سوار مىكرد».
البتّه با تغيير شرايط زمان بسيارى از اين امور، امروز معمول نيست و انجام آن توصيه نمىشود، هدف اين است با مطالعه حالات پيشوايان بزرگ و توجّه به مقام والاى تواضع آنها درس بگيريم و كبر و غرور را از خود دور سازيم.
اينها همه از يك سو و از سوى ديگر:
از آنجا كه تكبّر اسباب و عللى دارد كه در سابق به هفت قسمت از اسباب آن اشاره شد بزرگان اخلاق براى از ميان بردن هريك از اين اسباب هفتگانه تمهيداتى ارائه كردهاند كه بسيار قابل توجّه است، از جمله:
آنها كه به خاطر نسب خود بر ديگران فخر مىفروشند بايد در اين حقيقت بينديشند كه اوّلًا افتخار به كمالات ديگران عين جهالت است و اگر پدر كسى فاضل بوده، ولى خودش بى بهره است، از علم پدر حاصلى ندارد و ارزشى براى او ايجاد نخواهد شد و ثانياً اگر نيك بينديشد، پدر او نطفه است و جدّ اعلايش خاك و اينها امورى نيستند كه انسان به سبب آنها افتخار كند و براى خود امتيازى قائل باشد.
[١]-/ محجّة البيضاء، جلد ٦، صفحه ٢٥٦
[٢]-/ بحارالانوار، جلد ٧٦، صفحه ٣١٠