اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٥ - بخل در آينه روايات اسلامى
٧- نقل شده است كه يكى از ياران پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در جهاد شهيد شد؛ زنى از آشنايانش براى او مىگريست و مىگفت: وا شهيدا!، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «از كجا مىدانى او شهيد از دنيا رفته؛ فَلَعَلَّهُ كَانَ يَتَكَلّمُ بِمَا لايَعنيهِ او يَبْخَلُ بِمَا لا يَنْقُصُهُ؛ شايد او درباره مسايلى كه به وى مربوط نبوده، سخن مىگفته است يا نسبت به چيزى كه كمبودى براى او ايجاد نمىكرده «بخل» مىورزيده است». [١]
اين حديث نشان مىدهد كه سخنان بيهوده و «بخل» مخصوصاً در جايى كه لطمهاى به انسان نمىزند، سبب مىشود كه بزرگترين افتخار يك انسان؛ يعنى، «شهادت» را كمرنگ يا بىرنگ كند.
٨- از آن حضرت نقل شده كه فرمود: «جَاهِلُ سَخىٌّ احَبُّ الَى اللّهِ مِنْ عَابِدٍ بَخيلٍ وَ ادْوَى الدّاءِ البُخْلْ؛ جاهل با سخاوت نزد خدا، از عابد بخيل محبوبتر است و بدترين دردها درد «بخل» است». [٢]
اين حديث بيانگر آن است كه «بخل» آثار عبادت عبّاد را نيز از ميان مىبرد.
٩- باز از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: «المُوبِقاتُ ثَلاثٌ شُحٌ مُطاعٌ وَ هَوىً مُتَبَّعٌ وَ اعجَابُ المَرْءِ بِنَفسِهِ؛ سه چيز باعث هلاكت است، «بخل» و «حرصى» كه انسان از آن اطاعت كند و «هواى نفسى» كه از آن تبعيت نمايد و «خودپسندى» انسان نسبت به خويش». [٣]
١٠- هر چند پيرامون اين موضوع، روايات زيادى وجود دارد؛ اما، اين بحث را با حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله پايان مىدهيم.
در اين حديث چنين آمده است: «گروهى از اسيران (خطرناك) را خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله آوردند؛ حضرت صلى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام دستور داد، همه آنها را گردن بزنند؛ ولى يكى از آنها را استثنا كردند.
آن مرد پرسيد: چرا مرا از يارانم جدا كردى، در حالى كه كه گناه ما يكسان بوده است؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند: به اين علت كه خداوند متعال به من وحى فرستاده است كه تو سخاوتمند قوم خود هستى و من تو را (به اين جهت) نمىكشم. آن مرد مسلمان شد و
[١]-/ همان مدرك، صفحه ١١١
[٢]-/ همان مدرك، صفحه ١١٠
[٣]-/ همان مدرك