اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٩ - سرنوشت بخيلان
خداوند در قرآن به آنها اشاره كرده كه در صورت «بخل» ورزيدن و سرپيچى از دستورات الهى جايگزين شما مىكند، كيست؟
پيامبر صلى الله عليه و آله دست خود را بر شانه سلمان- يا به روايت ديگر بر پاى سلمان- كه نزديك او نشسته بود زد و فرمودند: «هَذَا وَ قَومُهُ وَالَّذى نَفْسي بِيَدِهِ لَوكَانَ الايمانُ مَنُوطاً بِالثُرَيّا لَتَناوَلَهُ رِجالٌ مِنْ فَارْسٍ [١]؛ منظور خداوند، اين مرد و قوم اوست؛ به خدايى كه جانم در دست اوست، سوگند! اگر ايمان به ثريّا (در دورترين نقطه آسمان) بسته باشد، گروهى از مردان فارس آن را به چنگ مىآورند».
در هشتمين آيه، بعد از دستور به «انفاق» و تأكيد بر اين كه «انفاق» خير و خوبى براى شما به ارمغان مىآورد، مىفرمايد: «آنها كه از «بخل» و حرص خويش مصون بمانند، رستگارند؛ ... وَ مَنْ يُوقَ شُحَ نَفْسِهِ فَاولئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» [٢].
به گفته راغب اصفهانى در كتاب «مفردات»، «شح»- بر وزن مخ- به معنى بخلى است كه با حرص آميخته باشد و به صورت عادت در آيد.
«فلاح» نيز به معنى شكافتن و بريدن است كه در هر نوع خوشبختى، رستگارى، پيروزى و رسيدن به مقصد به كار رفته است كه آن را به فلاح مادى و فلاح معنوى تقسيم كردهاند.
قبل از آيه فوق، قرآن كريم هشدارى در مورد فتنه بودن اموال و اولاد مىدهد كه گويا با اين بيان، موانع انفاق را معرّفى مىكند؛ زيرا، گاهى وسوسههاى فرزندان كه مبادا بخششهاى پدر و مادرشان خللى در ارث آنها وارد كند و گاهى نيز وسوسههاى درونى خود انسان نسبت به آينده فرزندانش كه مبادا بعد از او، گرفتار فقر شوند، مانع انفاقشان مىشود كه به يقين تمام اين وسوسهها از موانع «فلاح» و رستگارى است و سبب حرص و «بخل» مىشود.
[١]-/ اين حديث را «قرطبى» در تفسير «جامع الاحكام» و «برسويى» در «روح البيان» و «فخر رازى» در «تفسير كبير» و «مراغى» در تفسير خود، و «طبرسى» در «مجمع البيان» و «ابوالفتوح رازى» در تفسيرش و «سيوطى» در «درّالمنثور» و گروه ديگرى در تفاسير خود در ذيل همين آيه آوردهاند
[٢]-/ تغابن، ١٦، حشر، ٩