اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧١ - سرنوشت بخيلان
ويژگيهاى «عبادالرّحمن»- بندگان خاص خداوند بخشنده- اين است كه هنگامى كه انفاق مىكنند، نه اسراف دارند و نه سختگيرى؛ بلكه در ميان اين دو، حد اعتدالى دارند؛ وَالَّذينَ اذا انْفَقُوا لَم يُسْرِفُوا وَ لَم يَقْتُرُوا وَ كَانَ بَينَ ذَلِكَ قَواماً». [١]
«يقتروا» از ماده «قَتْر» (بر وزن صبر) به معنى (تنگ گرفتن) است كه نقطه مقابل اسراف مىباشد و گاه «اسراف» و «اقتار» را در مقابل يكديگر قرار مىدهند. يكى آن است كه بيش از حد لازم و ديگرى آن است كه كمتر از مقدار لازم انفاق كنند
در واقع «قتر» و «اقتار» مراحل ضعيف «بخل» است؛ زيرا حدّاقل چيزى انفاق مىشود، هر چند كمتر از مقدار شايسته باشد؛ در حالى كه در مراحل شديدتر «بخل» هيچ گونه انفاقى در كار نيست. با اين حال، خداوند بندگان ويژه خود را از اين صفت نيز پاك و مبرّا مىداند.
بسيارى از مفسّرين «اقتار» را به معنى «بخل» يا «شحّ» و مانند آن تفسير كردهاند و در روايتى كه در تفسير «على بن ابراهيم» از امام صادق عليه السلام نقل شده «لم يقتروا» به معنى «لَم يَبْخَلُوا في حَقِّ اللّهِ عَزّ وَجَلّ» تفسير شده است [٢].
در بعضى از تفاسير آمده است كه يكى از خلفا مىخواست دخترش را به يكى از امراى دولتش بدهد. هنگامى كه از داماد سؤال كرد: مقدار هزينه عروسى را چه اندازه در نظر گرفتهاى؟ در پاسخ در تعبير جالبى گفت: «الحَسَنَةُ بَينَ السَّيِئَتَينِ»؛ [٣] سپس آيه گذشته را تلاوت كرد. [٤]
در دهمين و آخرين آيه مورد بحث، خداوند خطاب به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«به آنها (مشركان) بگو، اگر شما مالك خزائن رحمت پروردگار من بوديد، به يقين (به خاطر بخل و تنگ نظرى) امساك مىكرديد. مبادا انفاق كردن مايه فقر و تنگدستى شما شود؛ قُل لَوْ انْتُمْ تَمْلِكُون خَزائِنَ رَحمَةِ رَبّي اذاً لَامْسَكْتُم خَشْيَةَ الْانفاقِ». [٥]
در پايان آيه مىفرمايد: «انسان، موجود بخيلى است؛ كَانَ الانسانُ قَتوراً». در اينجا
[١]-/ فرقان، ٦٧
[٢]-/ تفسير على بن ابراهيم. جلد ٢، صفحه ١١٧
[٣]-/ كار خوبى كه در ميان دو كار بد قرار دارد.
[٤]-/ تفسير الجامع الاحكام القرآن، قرطبى، جلد ٧، صفحه ٤٧٨٩
[٥]-/ اسراء، ١٠٠