اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١١ - نيازمندان آبرومند
نهايت تعفّف در محلّى كه به صورت سكوى بزرگ [١] در كنار مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله بود، زندگى مىكردند. آنها مجاهدانى بودند كه به فرمان رسول اللّه صلى الله عليه و آله به ميدانهاى جنگ حركت مىكردند و در عين گرسنگى و نيازمندى شديد، عزّت نفس و خويشتن دارى و عفّت خويش را حفظ مىكردند.
به هر حال، قرآن مجيد اين گروه از عفيفان را در آيه فوق با تعبيرات مختلف ستوده است و آنها را به عنوان الگو براى ساير مسلمانان معرّفى نموده است.
در آيه دوّم و سوّم، سخن از «عفّت» و پاكدامنى يوسف عليه السلام است كه در سختترين شرايطى كه تمام اسباب گناه در آن آماده بود، خود را حفظ كرد. به خداوند خويش پناهنده شد و از كوره يك امتحان بزرگ الهى، آبرومندانه بيرون آمد.
طبق بيان قرآن كريم: «آن زن كه يوسف عليه السلام در خانه او بود؛ از وى تمنّاى كامجويى كرد و تمام درها را بست و گفت: بشتاب به سوى آنچه كه براى تو مهيّاست.
يوسف عليه السلام گفت: به خدا پناه مىبرم، او (عزيز مصر) صاحب نعمت من است، مقام مرا گرامى داشته (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟)؛ به يقين ظالمان (و خائنان) رستگار نمىشوند؛ وَ راوَدَتْهُ الَّتى هُوَ في بَيْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الابْوابَ وَ قَالَتْ هَيْتَ لَكَ، قَالَ مَعَاذَ اللّهِ انَّهُ رَبّىِ احْسَنَ مَثواىَ انَّهُ لايُفلِحُ الظَّالِمُونَ» [٢] چهره زيبا و ملكوتى حضرت يوسف عليه السلام، نه تنها عزيز مصر را مجذوب كرده بود، بلكه همسر عزيز مصر نيز به او علاقهمند شده بود. اين عشق و علاقه همسر عزيز مصر، پنجه در اعماق جانش داشت كه با گذشت زمان داغتر و سوزانتر مىشد؛ امّا حضرت يوسف عليه السلام عفيف و پاكدامن و پرهيزكار، قلبش تنها در گرو عشق به خدا بود.
همسر فريباى جوان و زيباى عزيز مصر، از تمام وسايل و روشها، براى رسيدن به مقصد خود استفاده كرد؛ وسايلى كه تنها بخشى از آنها براى تحريك يك جوان مجرّد هم سن و سال حضرت يوسف عليه السلام كافى بود؛ ولى حضرت يوسف عليه السلام در برابر امواج شديد شهوت ايستادگى نمود و خود را به كشتى لطف پروردگار سپرد كه اگر نمىسپرد، غرق شده بود، همان گونه كه آيه بعد مىفرمايد: «آن زن قصد كامجويى را از او (حضرت
[١]-/ عرب به سكوى بزرگ كنار مسجد «صفّه» مىگويد كه علت نام گذارى اين عده به اصحاب صفه نيزهمين است.
[٢]-/ يوسف، ٢٣