اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٩ - عفّت؛ فضيلت بزرگ اخلاقى
ترجمه
١- (انفاق شما مخصوصاً بايد) براى نيازمندانى باشد كه در راه خدا، در تنگنا قرار گرفتهاند؛ (و توجه به آيين خدا، آنها را از وطنهاى خويش آواره ساخته و شركت در ميدان جهاد به آنها اجازه نمىدهد تا براى تأمين هزينه زندگى، دست به كسب و تجارت بزنند)؛ نمىتوانند مسافرتى كنند (و سرمايهاى به دست آورند) و از شدّت خويشتن دارى، افراد ناآگاه آنها را بىنياز مىپندارند؛ امّا آنها را از چهرههايشان مىشناسى و هرگز با اصرار چيزى از مردم نمىخواهند (اين است مشخصات آنها!) و هر چيز خوبى در راه خدا انفاق كنيد، خداوند از آن آگاه است.
٢- و آن زن كه يوسف در خانه او بود، از او تمنّاى كامجويى كرد؛ درها را بست و گفت: «بيا (به سوى آنچه براى تو مهيّاست)». (يوسف) گفت: «پناه مىبرم به خدا! او [/ عزيز مصر] صاحب نعمت من است؛ مقام مرا گرامى داشته (آيا ممكن است به او ظلم و خيانت كنم؟!) مسلماً ظالمان رستگار نمىشوند!»
٣- آن زن قصد او كرد و او نيز- اگر برهان پروردگار را نمىديد- قصد وى مىنمود! اين چنين كرديم تا بدى و فحشا را از او دور سازيم، زيرا او از بندگان مخلَص ما بود.
٤- (همسر عزيز مصر) گفت: «اين همان كسى است كه به خاطر (عشق) او مرا سرزنش كرديد! (آرى!) من او را به خويشتن دعوت كردم و او خوددارى كرد و اگر آنچه را دستور مىدهم؛ انجام ندهد، به زندان خواهد افتاد و مسلّماً خوار و ذليل خواهد شد!»
(يوسف) گفت: «پروردگارا! زندان، نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا به سوى آن مىخوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى؛ به سوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!»
پروردگارش دعاى او را اجابت كرد و مكر آنان را از او گردانيد؛ زيرا او شنوا و داناست.
٥- و آنها كه دامان خود را (از آلوده شدن به بى عفتى) حفظ مىكنند. تنها آميزش جنسى با همسران و كنيزانشان دارند كه در بهرهگيرى از آنان ملامت نمىشوند و كسانى كه غير از اين راه را طلب كنند، تجاوز گرند!
٦- ... مردان پاكدامن و زنان پاكدامن ....