اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٣ - ٤- درجات توكّل
٤- درجات توكّل
از آنچه در بحث قبل آمد به خوبى روشن مىشود كه چرا بعضى توكّل قوىتر دارند و چرا بعضى مرتبه ضعيفترى از توكّل را دارا هستند، هنگامى كه پذيرفتيم توكّل زاييده ايمان است، هر قدر ايمان به خدا و صفات پروردگار قوىتر گردد، به همان نسبت توكّل او بيشتر مىشود، توكّل فوقالعاده ابراهيم زاييده ايمان فوقالعاده او بود و توكّل عجيب اميرمؤمنان على عليه السلام در «ليلة المبيت» (شبى كه به جاى پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد تا حضرتش مخفيانه از مكّه به مدينه مهاجرت كند) نيز زاييده ايمان آن حضرت بود، مؤمنانى را نيز مىبينيم كه در مراحل متوسّط يا پايين ايمانند و به همان نسبت بر خدا تكيه دارند.
كسى از امام علىّ بن موسى الرضا عليه السلام پرسيد: آيه «وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» مفهومش چيست؟ امام فرمود: «لِلتَّوَكُّلِ دَرَجَاتٌ؛ توكّل درجاتى دارد» سپس افزود: «مِنْهَا انْ تَثِقَ بِهِ فِى امْرِكَ كُلِّهِ فِى مَا فَعَلَ بِكَ فَمَا فَعَلَ بِكَ كُنْتَ رَاضِياً وَ تَعْلَمَ انَّهُ لَمْ يَأْلُكَ خَيْراً وَ نَظَراً، وَ تَعْلَمَ انَّ الْحُكْمَ فِى ذَلِكَ لَهُ، فَتَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ بِتَفْويِضِ ذَلِكَ الِيْهِ؛ يكى از آنها اين است كه در تمام امورت، آنچه را در مورد تو انجام مىدهد به او اعتماد كنى و راضى باشى، و بدانى خداوند در خير و نظارت بر امور تو فروگذار نمىكند، و نيز بدانى كه حاكميّت در همه اينها از آن اوست، و كار خود را به او واگذارى و بر او توكّل كنى» [١] (البتّه آنچه در اين روايت آمده بالاترين درجه توكّل بر خداست و درجات ديگر با مقايسه با آن روشن مىشود).
بعضى از بزرگان علم اخلاق براى توكّل سه درجه بيان كردهاند:
نخست اينكه اعتماد و اطمينان انسان نسبت به خداوند مانند كسى باشد كه وكيل لايق و دلسوزى دارد كار خود را به او وامىگذارد (بى آنكه اصالت و استقلال خود را فراموش كرده باشد) و اين ضعيفترين درجات توكّل است!
دوّم اينكه حال او در وابستگى به لطف پروردگار مانند حال كودك نسبت به مادر باشد، او در ابتداى طفوليّت كسى جز مادر را نمىشناسد، و به غير او اعتماد ندارد، و چون او را ببيند، به دامن وى مىآويزد، و اگر مادر حضور نداشته باشد هر حادثهاى براى
[١]-/ بحارالانوار، جلد ٧٥، صفحه ٣٣٦