اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧١ - ٣- اسباب توكّل
آمده است: «اللَّهُمَّ اغْنِنِى بِالْيَقِينِ وَ اكْفِنِى بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ؛ خداوندا! مرا با يقين (به ذات پاكت) بى نياز كن، و با توكّل بر خودت همه چيز مرا كفايت فرما»! [١]
از سوى چهارم توكّل بر خداوند نور اميد بر دل مىپاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شكوفا مىگردد، خستگى راه بر او چيره نمىشود، و در همه حال احساس آرامش مىكند، لذا اميرمؤمنان على عليه السلام در سخن كوتاه و پرمعنايى مىفرمايد: «لَيْسَ لِمُتَوَكِّلٍ عَنَاءُ؛ كسى كه توكّل بر خدا دارد رنج و خستگى ندارد»! [٢]
از سوى پنجم توكّل بر خدا، هوش و قدرت تفكّر را مىافزايد و روشنبينى خاصّى به انسان مىدهد، زيرا قطع نظر از بركات معنوى اين فضيلت اخلاقى، توكّل، سبب مىشود كه انسان در برابر مشكلات دستپاچه و وحشتزده نشود و قدرت بر تصميمگيرى را حفظ كند و نزديكترين راه درمان و حلّ مشكل را بيابد.
از اين رو در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ اضَائَتْ لَهُ الشُّبُهَاتِ وَ كَفَى الْمَؤُونَاتِ وَ امِنَ التَّبِعَاتِ؛ كسى كه بر خدا توكّل كند تاريكى شبهات براى او روشن مىشود، و اسباب پيروزى او فراهم مىگردد و از مشكلات رهايى مىيابد»! [٣]
٣- اسباب توكّل
توكّل مانند ساير فضايل اخلاقى، اسباب و سرچشمههاى متعدّدى دارد ولى مىتوان گفت: عمدهترين اسباب توكّل ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست.
هنگامى كه انسان به علم اليقين از قدرت و علم خدا با خبر باشد، و در پهنه هستى همه چيز و همه كس را ريزهخوار خوان نعمت او بداند و به مفهوم «لَامُؤَثِّرَ فِى الْوُجُودِ الَّا اللَّه» آشنا باشد، روح و جان و دل خويش را در گرو اين امر بداند، و جهان را صحنه الطاف بيكران الهى ببيند، به يقين به او توكّل مىكند، خويش را به او مىسپارد، در
[١]-/ بحارالانوار، جلد ٨٧، صفحه ١٤
[٢]-/ شرح غررالحكم، جلد ٥، صفحه ٧٢، حديث ٧٤٥١
[٣]-/ شرح غررالحكم، جلد ٥، صفحه ٤١٤، حديث ٨٩٨٥