اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٣ - بازتاب توكّل در زندگى پيامبران
راستى اين چه عاملى بود كه نوح عليه السلام را با مؤمنان اندكى كه اطراف او بودند، در برابر دشمنان قدرتمند و سرسخت، شجاعت و شهامت مىبخشيد كه اين چنين ايستادگى كردند و قدرت آنان را به باد مسخره گرفتند و بى اعتنايى خويش را به نقشهها و افكار و بتهاى آنها نشان دادند، و به اين وسيله ضربهاى محكم روانى بر آنان وارد ساختند.
آرى اين عامل چيزى جز ايمان به خدا و توكّل بر ذات پاك او نبود، و عجب اينكه نه تنها اظهار بى اعتنايى نسبت به آنها و معبودهايشان كردند بلكه آنان را بر مخالفت تشجيع نموده و به مبارزه طلبيدند، آرى اين قدرت نمايى تنها زيبنده متوكّلان است!
با توجّه به اينكه سوره يونس كه اين آيه در آن است مكّى است، خداوند مىخواهد به گروه اندك مسلمانان كه در مكّه همچون پروانهها گرد شمع وجود پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله جمع شده بودند و در چنگال دشمنان نيرومند سرسختى قرار داشتند، قوّت و قدرت روحى ببخشد و به آنها نشان دهد كه از اين قدرتهاى پوشالى در برابر اراده خدا كارى ساخته نيست.
تعبير به «شركائكم» ممكن است اشاره به بتها باشد كه شريكهاى ساختگى بتپرستان براى خدا بودند، و در موارد ديگر قرآن نيز كراراً اين تعبير براى بتها آمده است.
يا اينكه منظور دوستان و بستگان آنها باشد، يعنى تمامى نيروهايتان را بر ضدّ من بسيج كنيد!
دوّمين آيه از زبان هود پيامبر عليه السلام است كه بعد از دوران نوح عليه السلام مىزيسته است كه از سوى قوم بتپرستش تهديد به مرگ مىشود، با صراحت به آنها مىگويد: «من خدا را گواه مىگيرم و شما هم گواه باشيد كه از همتايانى كه براى خدا قرار دادهايد بيزارم- همه شما براى من نقشه بكشيد، و لحظهاى مرا مهلت ندهيد (امّا بدانيد كارى از شما ساخته نيست چرا كه)- من توكّل بر خداوندى كردهام كه پروردگار من و شماست»! (... قَالَ انِّى اشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا انِّى بَرِىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ* مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِى جَمِيعاً ثُمَّ لَاتُنْظِرُونِ* انِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّى و رَبِّكُمْ). [١]
[١]-/ هود، ٥٤ تا ٥٦