اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥ - بازتاب توكّل در زندگى پيامبران
تو) ساكن ساختم تا نماز را بر پا دارند، اكنون تو دلهاى مردم را متوجّه آنها كن و از ثمرات به آنها روزى ده، تا شكر تو را بجا آورند»، (رَبَّنَا انِّى اسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِى بِوَادٍ غَيْرِ ذي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الُمحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَوةَ فَاجْعَلْ افْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِى الَيْهِمْ وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الَّثمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ). [١]
آيا اگر ايمانى همچون كوه، و دلى همچون دريا، و توكّلى در سطح بسيار بالا نباشد، ممكن است انسان همسر و فرزند دلبند شيرخوارهاش را در سرزمينى خشك و سوزان و بى آب و علف- تنها براى امتثال فرمان خدا- رها كند، و از آنجا به وطن خويش بازگردد؟!
اين جريان يادآور جريان ديگرى در زندگى ابراهيم عليه السلام است در آن هنگام كه بتپرستان لجوج و متعصّب و خشمگين او را به خاطر در هم شكستن بتهايشان به محاكمه كشيده بودند و ابراهيم در يك قدمى مرگ قرار داشت، با اين حال معبودهايشان را به سخريّه مىكشيد و با دلايل محكم، منطق خرافى آنها را در زمينه بتپرستى در هم مىكوبيد. [٢]
چهارمين آيه اشاره به ماجراى شعيب عليه السلام مىكند كه مدّتى بعد از هود، و كمى قبل از موسى مىزيسته كه او هم در مقابل سرسختى قوم مشرك و بتپرست و تهديدات آنها مىگويد: «من (با اين برنامههاى الهى) چيزى جز اصلاح تا آنجا كه در قدرت دارم، نمىخواهم، و توفيق من تنها از خداست، فقط بر او توكّل كردهام و به سوى او بازمىگردم»، (... انْ ارِيدُ الّا الْاصْلَاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ مَا تَوْفِيقي الّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ الَيْهِ انِيبُ). [٣]
آرى من با داشتن ايمان به خدا و توكّل بر ذات پاك او از چيزى نمىترسم و با قدرت راه خود را ادامه مىدهم.
قابل توجّه اينكه: شعيب عليه السلام براى دست زدن به اصلاحات همه جانبه در اجتماع فاسد آن زمان بر سه اصل تكيه مىكند: نخست فراهم شدن مقدّمات از سوى پروردگار كه با كلمه «توفيق» به آن اشاره شده، سپس داشتن اراده نيرومند براى شروع به كار كه با
[١]-/ ابراهيم، ٣٧
[٢]-/ به سوره انبياء، آيات ٥٨ تا ٦٧ مراجعه شود
[٣]-/ هود، ٨٨