اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٦ - پيامبران خدا ترسو نيستند
مضطرب ساخت».
در ادامه اين آيات، در آيه ١٧٥ همين سوره به تفاوت ميان افراد جبان و ترسو و شجاعان مؤمن اشاره مىكند، و چنين مىفرمايد: «اين فقط شيطان است كه پيروان خود را مىترساند، از آنها نترسيد و تنها از من بترسيد اگر ايمان داريد»، (انَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ اوْلِيَائَهُ فَلَاتَخَافُوهُمْ وَ خَافُونِ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ). [١]
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه اين گونه ترسها جنبه شيطانى دارد و هدفش تضعيف روحيّه مؤمنان و كشاندن آنها به موضع انفعالى است تا از زير بار مسئوليّتها فرار كنند، در حالى كه مؤمنان راستين هيچ گونه ترس و وحشتى جز از خدا ندارند!
مطابق اين تعبيرات، ترس و جبن ريشه شيطانى دارد، در حالى كه شجاعت و شهامت داراى ريشه ايمانى است، آرى شجاعت از آثار ايمان است، چرا كه مؤمن با اتّكا به خدا كه قدرتش ما فوق همه قدرتهاست خود را در همه صحنهها پيروز مىبيند و افراد ضعيف الايمان با اتّكا به قدرت خود كه به هر حال شكستپذير است خويش را ناتوان مشاهده مىكنند و به همين دليل ترس و وحشت در صحنههاى مهمّ زندگى بر آنها چيره مىشود.
در داستان غزوه «حمراء الاسد» شياطين انس و جنّ دست به دست هم دادند تا قدرت لشكر قريش را بزرگ نشان دهند، و مؤمنان را از رويارويى با آنها بترسانند، در حالى كه به تعبير قرآن تنها اولياى شيطان و دوستان او از اين گونه امور مىترسند، و اولياء اللَّه وحشتى به خود راه نمىدهند. [٢]
در هفتمين و آخرين آيه مورد بحث يكى از صفات ويژه مبلّغان رسالتهاى الهى
[١]-/ آل عمران، ١٧٥
[٢]-/ در تركيب جمله «انّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ اوْلِيَائَهُ» دو عقيده در ميان مفسّران وجود دارد كه در مفهوم آيه بسيار اثر مىگذارد، بعضى «اولياء» را فاعل (يا به منزله فاعل با تقدير مِنْ اوْلِيَائِهِ) دانستهاند، مطابق اين تفسير پيروان شيطان بودند كه به تهديد و ارعاب مردم پرداختند، در حالى كه بعضى ديگر براى «اولياء» معنى مفعولى قائلند همان گونه كه ظاهر آيه شريفه، طبق قرائت مشهور دلالت دارد، بنابراين مطابق اين نظر معنى آيه چنين مىشود: «شيطان تنها مىتواند در پيروانش مانند منافقين نفوذ كند و آنها را بترساند نه در مؤمنين»