اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٧ - جُبن و شجاعت
اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ* انَّمَا ذَلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ اوْلِيَائَهُ فَلَاتَخَافُوهُمْ وَ خَافُونِ انْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (سورهآلعمران، آيات ١٧٣ و ١٧٥)
٧- الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لَايَخْشَوْنَ احَداً الَّا اللَّهَ وَ كَفَى بِاللَّهِ حَسِيباً (سورهاحزاب، آيه ٣٩)
ترجمه
١- ما وسيله رشد ابراهيم عليه السلام را از قبل به او داديم، و از (شايستگى) او آگاه بوديم- آن هنگام كه به پدرش (آزر) و قوم او گفت: «اين مجسّمههاى بى روح چيست كه شما همواره آنها را پرستش مىكنيد؟!»- گفتند: «ما پدران خود را ديديم كه آنها را عبادت مىكنند»- گفت:
«مسلّماً هم شما و هم پدرانتان در گمراهى آشكارى بودهايد!»- گفتند: «آيا مطلب حقّى براى ما آوردهاى يا شوخى مىكنى؟!»- گفت: « (كاملًا حق آوردهام) پروردگار شما همان پروردگار آسمانها و زمين است كه آنها را ايجاد كرده و من بر اين امر از گواهانم!- و به خدا سوگند در غياب شما نقشهاى براى نابودى بتهايتان مىكشم!- سرانجام (با استفاده از يك فرصت مناسب) همه آنها- جز بت بزرگشان- را قطعه قطعه كرد تا شايد سراغ او بيايند (و او حقايق را بازگو كند)!».
٢- «... اى موسى! نترس كه رسولان در نزد من نمىترسند»!
٣- «... سپس هنگامى كه او (طالوت) و افرادى كه با او ايمان آورده بودند (و از بوته آزمايش، سالم به در آمدند) از آن نهر گذشتند (از كمى نفرات خود ناراحت شدند و عدّهاى) گفتند: «امروز ما توانايى مقابله با «جالوت» و سپاهيان او را نداريم» امّا آنها كه مىدانستند خدا را ملاقات خواهند كرد (و به روز رستاخيز ايمان داشتند) گفتند: «چه بسيار گروههاى كوچكى كه به فرمان خدا، بر گروههاى عظيمى پيروز شدند! و خداوند با صابران (و استقامت كنندگان) است»- و هنگامى كه در برابر «جالوت» و سپاهيان او قرار گرفتند گفتند: «پروردگارا! پيمانه شكيبايى و استقامت را بر ما بريز! و قدمهاى ما را ثابت بدار! و ما را بر جمعيّت كافران پيروز بگردان»!
٤- و (نيز) به خاطر آوريد زمانى را كه گروهى از آنها (منافقان) گفتند: « (اى اهل يثرب) اى مردم مدينه! اينجا جاى توقّف شما نيست، به خانههاى خود بازگرديد!» و گروهى از آنان از پيامبر اجازه بازگشت مىخواستند و مىگفتند: «خانههاى ما بى حفاظ است!» در حالى كه بى