اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢١٢ - تعصّب و لجاجت در احاديث اسلامى
٤- اميرمؤمنان على عليه السلام در خطبه معروف «قاصعه» كه اساس آن بر نفى تكبّر و تعصّب است عامل اصلى انحراف و بدبختى ابليس را تعصّب و تكبّر مىشمرد، و مىفرمايد:
«هنگامى كه خداوند به فرشتگان دستور داد براى آدم عليه السلام سجده كنند، همگى اطاعت كردند جز ابليس» سپس مىافزايد: «اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَيْهِ لِاصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ امَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ، وَ سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِى وَضَعَ اسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ؛ تكبّر و تعصّب به او دست داد، و بر آدم عليه السلام به خاطر خلقت خويش افتخار كرد، و از جهت اصل و ريشه خود نسبت به او تعصّب ورزيد، به همين دليل اين دشمن خدا پيشواى متعصّبان، و سر سلسله مستكبران است، و كسى است كه بناى تعصّب را پى ريزى كرد»! [١]
٥- در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «مَنْ تَعَصَّبَ اوْ تُعُصِّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رَبَقَ الْايمَانِ مِنْ عُنُقِهِ؛ هر كس تعصّب بورزد، يا ديگران به خاطر او تعصّب بورزند، رشتههاى ايمان را از گردن خود بازگردانده است». [٢]
مىدانيم «تعصّب» و «لجاجت» لازم و ملزوم يكديگرند، و به همين دليل ما هر دو را تحت يك عنوان آورديم، در رابطه با نكوهش رذيله لجاجت نيز روايات زيادى داريم از جمله:
١- در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم: «ايَّاكَ وَ اللِّجَاجةَ، فَانَّ اوَّلَهَا جَهْلٌ وَ آخِرَهَا نَدَامَةً؛ از لجاجت بپرهيزيد كه آغازش جهل و پايانش پشيمانى است»! [٣]
٢- در حديث ديگرى از اميرمؤمنان على عليه السلام آمده است كه فرمود: «اللِّجَاجُ اكْثَرُ الْاشْيَاءِ مَضَرَّةً فِى الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ؛ لجاجت در دنيا و آخرت از همه چيز زيانبارتر است». [٤]
٣- در حديث ديگرى از همان حضرت مىخوانيم: «اللِّجَاجُ بَذْرُ الشَّرِّ؛ لجاجت بذر شرّ و بدى است»! [٥]
٤- در نهج البلاغه آمده است كه فرمود: «اللِّجَاجَةُ تَسِلُّ الرَّأْىَ؛ لجاجت آراء انسان را سست، و او را به خطا مىافكند». [٦]
[١]-/ نهج البلاغه، خطبه قاصعه، خطبه ١٩٢
[٢]-/ اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٣٠٨، حديث ٢
[٣]-/ ميزان الحكمه، جلد ٤، صفحه ٢٧٧٠ (مادّه لجاجه)
[٤]-/ همان مدرك
[٥]-/ همان مدرك
[٦]-/ نهج البلاغه، كلمات قصار، شماره ١٧٩