اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٨ - ٣- نشانههاى حسد
عِبَادي؛ حسود دشمن نعمت من است، او خشمگين در برابر قضا و تقدير من و ناراضى از قسمتى است كه در ميان بندگانم كردهام»! [١]
شبيه همين معنى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه مىفرمايد: خداوند به موسى بن عمران فرمود: «لَاتَحْسُدَنَّ النَّاسُ عَلَى مَا آتَيْتُهُمْ مِنْ فَضْلِى، وَ لَاتَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ الَى ذَلِكَ، وَ لَاتَتَّبِعُهُ نَفْسَكَ، فَانَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِى، ضَادٌّ لِقَسْمِىَ الَّذي قَسَمْتُ بَيْنَ عِبَادي وَ مَنْ يَكُ كَذَلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنّي!؛ اى موسى! هرگز در مورد آنچه به مردم از فضلم عطا كردهام حسد مورز و چشم به آنها ندوز و آنها را در دل پيگيرى نكن (و بر اين امور خرده مگير)؛ زيرا حسود نسبت به نعمتهاى من خشمگين و مخالف تقسيمى است كه در ميان بندگانم كردهام، هر كس چنين باشد نه من از اويم و نه او از من است»! [٢]
كوتاه سخن اينكه حسود در واقع پايههاى اعتقادى محكمى ندارد وگرنه مىدانست حسدورزى نوعى انحراف از توحيد است.
شاعر عرب در همين زمينه مىگويد:
|
الا قل لمن كان لى حاسداً |
اتدرى على من اسأت الادب؟! |
|
|
اسأت على اللَّه فى فعله |
اذا انت لم ترض لى ما وهب! |
«به حسود من بگو آيا مىدانى نسبت به چه كسى اسائه ادب مىكنى؟ تو بى ادبى در برابر خداوند نسبت به كارش دارى، هرگاه راضى به بخشش خدا در باره من نشوى»! [٣]
٣- نشانههاى حسد
اين صفت رذيله مانند بسيارى از صفات ديگر گاه آشكار و صريح است و گاه مخفى و در حال كمون، به همين دليل بايد از آثارى كه بزرگان علم اخلاق و روانكاوان براى آن ذكر كردهاند يا به تجربه دريافتهايم، آن را در مراحل اوليه بايد شناخت و پيش از آنكه در وجود انسان ريشه بدواند و مستحكم گردد به درمان آن پرداخت.
از جمله نشانههايى كه براى آن ذكر شده امور زير است:
[١]-/ المحجّة البيضاء، جلد ٥، صفحه ٣٢٦
[٢]-/ اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٣٠٧
[٣]-/ سفينة البحار، مادّه حسد