اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٣٩ - ٣- نشانههاى حسد
١- هنگامى كه مىشنود نعمتى به ديگرى رسيده است، غمگين و ناراحت مىشود، هر چند آثارى از خود بروز ندهد.
٢- گاه از اين مرحله فراتر مىرود و زبان به غيبت و عيبجويى مىگشايد.
٣- گاه از اين هم فراتر مىرود و به دشمنى و عداوت و كارشكنى برمىخيزد!
٤- گاه تنها به بىاعتنايى و بى مهرى و يا قطع رابطه از شخصى كه مورد حسد او قرار گرفته قناعت مىكند، سعى دارد او را نبيند و سخنى از او نشنود و اگر سخنى درباره او بگويند سعى مىكند با ورود در مطالب ديگر گوينده را از ادامه سخن بازدارد، يا اگر مجبور به بيان مطلبى در باره او شود سعى مىكند صفات برجسته او را پنهان سازد و يا نسبت به آن سكوت كند.
هر يك از اين امور مىتواند نشانهاى از بروز رذيله حسد باشد.
در احاديثى كه در منابع اهل عصمت عليهم السلام براى ما نقل شده است اشارات روشنى به اين معنى ديده مىشود، از جمله در كلامى از اميرمؤمنان على عليه السلام مىخوانيم: «يَكْفِيكَ مِنَ الْحَاسِدِ انَّهُ يَغْتَمُّ فِى وَقْتِ سُرُورِكَ؛ براى شناخت حسود همين بس كه او غمگين شود در حالى كه تو شادمان هستى»! [١]
به عكس هنگامى كه زيانى به انسان برسد، شخص حسود خوشحال مىشود، همان گونه كه در آيه ٥٠ سوره توبه مىخوانيم: «انْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ انْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ اخَذْنَا امْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوا وَ هُمْ فَرِحُونَ؛ هرگاه نيكى به تو رسد آنها را ناراحت مىكند و اگر مصيبتى به تو رسد مىگويند: ما قبلًا پيشبينى چنين مطلبى را مىكرديم و تصميم لازم را گرفتيم و باز مىگردند در حالى كه خوشحالند»!
آيات متعدّد ديگرى نيز اشاره به همين گونه عكسالعملها از سوى كافران حسود دارد از جمله آيهاى است كه در آغاز بحث گذشت كه كافران به مواهبى كه از سوى خداوند به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله رسيده بود حسد مىورزيدند.
در روايات اسلامى نيز اشارات مكرّرى به همين مسئله ديده مىشود كه حسودان هميشه از زوال نعمت محسود خوشحال مىشوند و از موفّقيّت او ناراحت، از جمله در
[١]-/ سفينة البحار، مادّه حسد (اين احتمال در تفسير روايت نيز داده شده كه اين مجازات براى حسود بس كه او غمگين مىشود در حالى كه تو شادمان هستى)