اخلاق در قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٦ - حبّ دنيا
«وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا الّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ ...؛ زندگى دنيا چيزى جز بازى و سرگرمى نيست.» [١]
در جاى ديگر مىفرمايد: «اعْلَمُوا انَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زِينَةٌ وَ تَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكَاثُرٌ فِى الْامْوَالِ وَ الْاوْلَادِ ...؛ بدانيد زندگى دنيا فقط بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در ميان شما و افزونطلبى در اموال و فرزندان است.» [٢]
در حقيقت دنياپرستان را به كودكانى تشبيه مىكند كه از همه چيز غافل و بىخبرند و تنها به سرگرمى و بازى مشغولند و حتّى خطراتى را كه در يك قدمى آنها وجود دارد نمىبينند!
بعضى از مفسّران زندگى انسان را به پنج دوران (از كودكى تا چهل سالگى) تقسيم كردهاند و براى هر دورانى مدّت هشت سال قائلند و مىگويند: هشت سال به بازى مشغول است، هشت سال به لهو و سرگرمىها، هشت سال در بحبوحه جوانى به سراغ زينت و زيبايى مىرود، هشت سال به تفاخر و فخرفروشى مىپردازد و بالاخره در هشت سال آخر به دنبال تكاثر و افزونطلبى در اموال و نيروها مىرود و در اينجا شخصيّت انسان تثبيت مىشود و اين حالت تا آخر عمر ممكن است باقى بماند و در نتيجه مجالى براى دنياپرستان جهت انديشيدن به حيات معنوى در ارزشهاى جاودانى باقى نماند.
٢- در آيات ديگرى زندگى دنيا سرمايه «فريب و غرور» شمرده شده است، مىفرمايد:
«... وَ مَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا الّا مَتَاعُ الْغُرُورِ؛ زندگى دنيا چيزى جز سرمايه فريب نيست!» [٣]
در جاى ديگر مىفرمايد: «... فَلَاتَغُرَّنَكُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَ لَايَغُرَّنَّكُمْ بِاللَّهِ الْغَرُورُ؛ پس مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد و مبادا (شيطان) فريبكار شما را به (كرم) خدا مغرور سازد و فريب دهد!» [٤]
اين تعبيرات نشان مىدهد كه زرق و برق دنياى فريبنده يكى از موانع مهم بر سر راه تكامل معنوى انسان است كه تا اين مانع را پشت سر ننهد راه به جايى نمىبرد.
زندگى دنيا همچون سرابى است كه تشنهكامان را در بيابان سوزان تعلّقات مادّى به
[١]-/ انعام، ٣٢
[٢]-/ حديد، ٢٠
[٣]-/ آل عمران، ١٨٥
[٤]-/ لقمان، ٣٣