عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٩٨
چند اربعين در خانقاهِ پير، در گوشهاى مىنشست و اذكار و اوراد و مراقباتى كه به او دستور مىداد، به جا مىآورد.
بيشتر فرقههاى صوفيه با پايبندى به اصول اسلام و مبانى اساسى سلوك در بين احوال و مقامات سلوك، يكى را مبناى طريقت خود قرار مىدادند. يكى «توكل» را اساس طريقت خود قرار مىداد و ديگرى «رضا» را ركن مىشمرد، يك دسته «معرفت» را قاعده طريقت مىدانست و دستهاى هم «فنا» يا «ولايت» يا «ايثار» و «خدمت» را مبناى سلوك قرار مىداد. «١» هجويرى در ميانه قرن پنجم دوازده فرقه در بين صوفيان باز مىشمارد و به شرح عقايد و طريقت آنان مىپردازد و مىگويد:
ايشان دوازده گرو هند، دو از ايشان مردودند و ده مقبول و هر صنفى را از ايشان معاملتى و طريقتى ستوده است اندر مجاهدات و ادبى لطيف اندر مشاهدات و هر چند كه اندر معاملات و مجاهدات و مشاهدات و رياضات مختلفاند، اندر اصول و فروع شرع و توحيد موافق و متفقند. «٢» در اينجا به برخى فرق صوفيه و راه و روش آنان در سلوك اشاره مىكنيم:
١. قصاريه پيروان ابوصالح حمدون قَصَّار نيشابورى (م. ٢٧١ ه. ق) هستند. هجويرى درباره وى مىگويد:
از علماء بزرگ و سادات اين طريقت بود و طريق وى اظهار و نشر ملامت بوده است. «٣» اين فرقه تظاهر به شريعت و ديندارى را با اخلاص در عمل سازگار نمىدانست و اظهار احوال ناشى از سُكر و غلبه را گونهاى خودنمايى تلّقى مىكرد. اساس اين مكتب بر زهد و تقواى نهانى با پرهيز از هرگونه تظاهر و خودنمايى است. «٤» حمدون مىگويد:
علم حق تعالى بايد به تو نيكوتر از آن باشد كه علم خلق، يعنى بايد كه اندر خلأ با حق تعالى معاملت نيكوتر از آن كنى كه اندر ملا با خلق، كه حجاب اعظم از حق شغل دل تو است با خلق. «٥»