عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٠٥
رتبه دوّم رضا آن است كه سالك از پيش آمدهاى گوارا و ناگوار خشنود باشد، و همه اين پيش آمدها نزد او يكسان باشد و همه را نعمتى از سوى خداى متعال شمارد.
بنابه روايتى امام باقر (ع) در كودكى، جابربن عبداللَّه انصارى را مىبيند و از حال او جويا مىشود. جابر مىگويد: در حالى هستم كه فقر، بيمارى و مرگ نزد من از دارايى، سلامت و زندگانى خوشتر است. امام در پاسخ وى مىفرمايد: «نزد ما اهلبيت آنچه خداى متعال براى ما از فقر و دارايى، بيمارى و سلامت و مرگ و زندگانى پسندد يكسان است.» «١» رتبه سوّم رضا ويژه اهل محبت و جذبه است؛ آنان كه از پيش خود رضايت و خشنودى ندارند و رضايت آنان در رضايت خداى متعال است. كلام امام حسين (ع) هنگام خروج و حركت به سوى عراق كه فرمود: «رِضَىاللَّهِ رِضانا اهْلُ الْبَيْتِ؛ رضاى خداى متعال رضاى ما اهلبيت است» «٢» گواه اين مرتبه از رضاست.
باباطاهر چه نيكو در وصف رضا گويد:
يكى درد و يكى درمان پسندد يكى وصل و يكى هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد باور داشتن لطف و خيرخواهى خداى متعال و اينكه تمام افعال او نيكوست همراه عشق و محبتورزى به او، سالك را به مقام رضا مىرساند. «٣» خوشبينى، انبساط خاطر، شرحصدر، خالى بودن از حرص و حسد و بلندهمتى و مناعت طبع و آزادمنشى همه از آثار رضا در وجود سالك است. «٤» بايد توجّه داشت كه ناپسند داشتن كفر و ظلم و گناه از يك سو و تلاش و مبارزه براى ريشهكن كردن آنها و امر به معروف و نهى از منكر از ديگر سو با رضا به قضاى الهى ناسازگار نيست؛ زيرا از ظلم و كفر و گناه از اين رو كه بىخواست تكوينى خداى متعال رخ نمىدهند، مىتوان خشنود بود و در همين حال از اين رو كه خداى متعال از آنها نهى كرده و به جهاد و مبارزه با آنها فراخوانده، از آنها ناخشنود بود و به مبارزه عليه آنها پرداخت. «٥»