عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٨٤
سالك در آغاز حركت به سوى خدا با حجابهاى ظلمانى روبهرو است و پس از كنار زدن آنها با حجابهاى نورانى روبهرو مىگردد.
حجابهاى نورى مظاهر و مجالى خداى متعال حجابهاى نورى مظاهر حقاند و سالك پس از كنار زدن حجابهاى ظلمانى، وجه حق را در آنها مشاهده مىكند. هر يك از اين حجابها موجوداتى غير مادى هستند كه به اندازه خود جمال و جلال الهى را نشان مىدهند؛ يعنى در همان حال كه در مراتب گوناگون، همانند آينههايى هستند كه كمالات حق را نشان مىدهند و خداى متعال در آنها متجلى است، حجاب وجه حق نيز هستند.
حجابهاى نورى بسيار رقيقاند و شناخت اينكه مجالى و مظاهر وجه اللَّهاند، نه خود وجه اللَّه آسان نخواهد بود. اگر عنايات ويژه الهى نباشد ممكن است سالك گمان كند با ديدن آنها به مقصد نهايى و لقاى وجه كريم حق رسيده است و از سير بازماند. سالك در اين مقام نياز به آن دارد كه با اشراق و افاضهاى از سوى خداى متعال، چشم قلب وى از ديدى نافذ و نورى ويژه برخوردار گردد تا بتواند حجابهاى نورى را بشناسد و پاره كند و به شهود وجه حق دست يابد. در مناجات شعبانيه اميرالمؤمنين عليهالسلام مىخوانيم:
الهى هَبْ لى كَمالَ الأِنْقِطاعِ إلَيْكَ وَ انِرْ ابْصارَ قُلُوبِنا بِضِياءِ نَظَرِها الَيكَ حَتّى تَخْرِقَ ابْصارُ القُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ الى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصيرَ ارْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ. «١» خدايا! به من كمال بريدگى از خلق به سويت ببخش و چشمهاى دل ما را با روشنايى نگاه به خودت نورانى و روشن فرما تا چشمهاى دل ما حجابهاى نورانى را بشكافد و به معدن عظمت برسد، و ارواح ما به عزّ قدس تو تعلق يابد.
تذكّر اين نكته لازم است كه حجابهاى بين انسان و خدا همان حدود ذاتى و خودى انسان است. اگر اين حدود ذاتى و خوديّتها از ميان برخيزد، شاهد وجه حق خواهد بود. شيخ صدوق (ره) از حضرت موسى بن جعفر (ع) نقل مىكند: