عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٦٦
بهترين و نزديكترين راه براى رسيدن به باطن و حقيقت دين عمل به ظواهر دينى و شريعت است و جز با پيروى شايسته از آن نمىتوان به حقيقت دين راه يافت. علّامه طباطبايى (ره) در اين باره مىگويد:
اين كه انسان راهى براى رسيدن به حقايق و باطن دين دارد درست است ولى راه آن بكار بستن درست و شايسته همين ظواهر دينى است. از حكمت خداوند به دور است كه حقايق و مصالحى باشد و ظواهرى را تشريع كند كه بندگان را به آن حقايق نرساند؛ زيرا كه ظاهر، عنوان و راه رسيدن به باطن است. حاشا بر خداى عزوجل كه براى رساندن بندگانش به آن حقايق راه نزديك ديگرى وجود داشته باشد و آن را به بندگانش نياموزد و از آن غفلت كند، يا در بيان آن سهلانگارى نمايد و راه دورتر را در شريعت بيان نمايد. با اينكه خودش فرمود: ما اين كتاب را كه بيان كننده هر چيزى است بر تو نازل كرديم. «١» امام خمينى (ره) درباره نقش شريعت و احكام ظاهرى در راهيابى به حقيقت دين در خطاب به اهل باطن گويد:
و اهل باطن بدانند كه وصول به مقصد اصلى و غايت حقيقى، جز به تطهير ظاهر و باطن نيست؛ و بىتشبث به ظاهر، به باطن و لُب نتوان رسيد؛ و بدون تلبّس به لباس ظاهر شريعت، راه به باطن نتوان پيدا كرد؛ پس در ترك ظاهر ابطال ظاهر و باطن شرايع است. «٢» نياز به شريعت پس از رسيدن به حقيقت شريعت يگانه راه رسيدن به حقيقت دين است و پس از راه يافتن به بارگاه الهى و رسيدن به حقيقت دين و توحيد شهودى نياز به شريعت باقى مىماند.
احكام و آداب ظاهرى بهره و نصيب ظاهر انسان از بندگى خداى متعال است و همچنانكه مراتب باطنى انسان بهرهاى از بندگى و سپاسگزارى خداى متعال دارند، ظاهر انسان نيز بهرهاى از بندگى و سپاسگزارى او دارد. از اين روى با رسيدن به حقيقت نيز اين تكاليف به حال خود باقى هستند. تا زمانى كه عالم طبيعت باقى است و بساط عالم ملك برچيده نشده است، عبادات ظاهرى و ظاهر شريعت نيز باقى است. «٣»