عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢١٥
لَقَدْ كُنتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذَا فَكَشَفْنَا عَنكَ غِطَاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ. (ق: ٢٢)
تو از اين غافل بودى و ما پرده از برابرت برداشتيم و امروز چشمانت تيزبين شده است.
تعبيرات كشف، غِطا، حديد در اين آيه كريمه حكايت از آن دارند كه آنچه انسانها در جهان آخرت با آن روبهرو مىگردند، در حيات دنيا نيز وجود دارد و از دنيا براى آنان آماده گشته است؛ جز اينكه از آنها غافل بودهاند و با طلوع قيامت و كنار رفتن پردهها از آنها آگاه مىگردند. «١» گرچه اين آيه درباره قيامت است، اما دو تعبير «كشف» و «غطا» را كه در ميان عارفان رواج فراوان دارد به روشنى در آن مىيابيم.
امام العارفين على (ع) در وصف اهل ذكر مىگويد:
گويى دنيا را به سوى آخرت درنورديدند و در آن سراى ابديت قرار يافتند. فَشاهَدُوا ماوَرَاءَ ذلِكَ پس آن سوى اين دنيا را مشاهده كردند گويى بر حقايق پنهانى اهل برزخ در طول اقامت در آنجا مطلع گشته و قيامت وعدههاى خود را براى آنان محقق ساخته و پرده از روى مردم دنيا برداشتهاند فَكَشَفُوا غِطاءَ ذلِكَ لَاهْلِ الدُّنْيا. «٢» دو تعبير «مكاشفه» و «مشاهده» را نيز در اين سخن مولىالموحدين به روشنى مىيابيم.
اين تعبيرها بارها در ديگر متون دينى به ويژه در دعاهاى حضرات معصومين (ع) آمدهاند. «٣» منشأ بروز مكاشفات با حركت صادقانه در سلوك، دگرگونيهايى در قواى ادراكى و تحريكى سالك رخ مىدهد. در تفسير و تحليل اين دگرگونيها مىتوان گفت كه حيات انسانى داراى مراتبى است و هر مرتبه نيز براى خود احكام و آثارى دارد. آثار و احكامى را كه در مراتب بالاتر حيات انسانى وجود دارد، در مراتب پايينتر نمىتوان يافت.