عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٣٥
نقد نظريه اوّل چنانكه گذشت عرفان از عشق فطرى موجود در نهاد انسانها سرچشمه مىگيرد و از نظر منشأ پيدايش جداى از اديان است به ويژه در عرفانهاى ابتدايى؛ ولى بروز اين تمايلات و هدايت آن در پرتو تعليمات الهى اديان است. بنابراين، ارتباط اديان الهى با عرفان تنها در تعبير و تفسير تجربيات عرفانى نيست، بلكه دين در بيدار كردن فطرت خدايى انسان و نشان دادن راه و هدف، و هدايت به سوى كمال توحيد نقشى اساسى دارد.
علّامه طباطبايى (ره) در اين باره مىگويد:
راه تهذيب و تصفيه- زندگى معنوى و ذوق عرفانى- غريزه است كه در نهاد انسان نهفته است و با حصول استعداد و ارتفاع موانع، غريزه نامبرده بيدار شده، انسان را رهسپار اين راه خواهد ساخت و با پيدايش اديان و مذاهبى كه كم و بيش با جهان ابديّت و ماوراء طبيعت سر و كار دارند، در ميان پيروانشان كسانى پيدا خواهند شد كه با بيدار شدن حس نهفته خود، دل از تعلقات اين جهان گذران و پر از رنج و نوميدى كنده و به هواى آسايش روى به جهان ابديت آورند و عملًا نيز در هر يك از اديان و مذاهبى كه نامى از خدا در ميانشان هست گروهى از شيفتگان زندگى معنوى و روش عرفانى مىبينيم. «١» ٢. تجربيات عرفانى؛ گوهر دين فيلسوفان دين از گوهر و صدف اديان سخن به ميان آوردهاند و تلاش مىكنند گوهر اديان را معرّفى كنند. برخى فيلسوفان دين، «تجربيات عرفانى» را گوهر دين معرفى كردهاند. «٢» نقد نظريه دوم اين دسته از فيلسوفان غربى براى رهايى از تعارض علم و عقل با دين، گوهر دين را تجربيات عرفانى معرفى كردهاند؛ زيرا تجربيات عرفانى به قلمروى فراتر از علم و عقل مربوط است. «٣»