عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٧٣
امام خمينى (ره) اظهار اين سخنان را از برخى اصحاب كشف و سلوك، ناشى از نقصان سلوك و بقاى انانيّت مىشمارد. «١» از اين رو در كلمات امامان معصوم (ع) و سالكانى كه در مسير شريعت گام مىنهند و انانيت را از خود دور ساختهاند نمىتوان شطحيات را ديد. «٢» ٤. صوفيان رياكار و مردمفريب با پيدايش تصوّف، هماره در برابر صوفيان حقيقى كه با زهد و رياضت و وارستگى از دنيا به سر مىبردند، صوفيان دنياطلب و مردمفريبى بودهاند كه برخلاف اصول و مبانى تصوّف گام برمىداشتند، و مايه بدنامى تصوّف و صوفيان حقيقى مىگشتند. به ويژه با رشد تصوّف و گسترش نفوذ و احترام صوفيان در بين مردم اين گروه از صوفيان رياكار رو به افزايش گذاشتند. علّامه طباطبايى وجود اين دسته از صوفيان رياكار را يكى ديگر از دو عامل مهم انحطاط و سقوط تصوّف اسلامى پس از قرن هفتم هجرى مىداند و مىگويد:
هر شأنى از شئون زندگى مردم كه عموم مردم با آن سر و كار دارند وقتى اقبال به آن زياد شد و مردم عاشقانه به سوى آن گرويدند قاعده كلى و طبيعى چنين است كه عدهاى سودجو و حيلهباز خود را در لباس اهل آن مكتب و مسلك درمىآورند و آن را به تباهى مىكشند و روشن است در چنين وضعى همان مردمى كه با شور و عشق رو به آن مكتب آورده بودند از آن مكتب متنفّر مىشوند. «٣» محققان صوفيه انتقاد از اين دسته و طرد آنان را وظيفه خود مىشمردند. حافظ درباره آنان گويد:
صوفى نهاد دام و سر حقه باز كرد بنياد مكر با فلك حقه باز كرد در جاى ديگر گويد:
نقد صوفى نه همين صافى بيغش باشد اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد شمس تبريزى درباره آنان گويد: