عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٥١
حمل مىكنند و آن را به معناى ملاقات با مرگ، يا لقاى ثواب الهى و يا ديدار اولياى خدا مىگيرند. «١» در برابر اين گروه، كه شهود و فنا را انكار مىنمايند، برخى ديگر فنا را به معناى مشاهده و شهود نه فناى عين و انانيت سالك مىدانند و نهايت وصول را مشاهده ذات اقدس اله و نديدن غيرى دانستهاند با اينكه شهود حقيقى و حضورى جز با فرو ريختن تعيّنات و جهات وجه الخلقى ميسر نيست. «٢» امام خمينى (قدس سره) درباره ردّ عقيده منكران فنا مىفرمايد:
اين مقامات- «صعق» و «فنا»- در قلوب قاسيه كه جز از دنيا و حظوظ آن خبرى ندارند و جز به غرور شيطانى با چيز ديگر آشنا نيستند سخت ناهنجار مىآيد، و به بافته اوهام آن را نسبت دهند، با آنكه فنايى را كه ما اكنون در طبيعت دنيا داريم- كه بكلى از تمام عوالم غيب كه در هر جهت ظاهرتر از اين عالمند، بلكه از ذات و صفات ذات مقدس كه ظهور مختص به ذات اوست غافل هستيم و براى اثبات آن عوالم و ذات مقدس حق جل و علا متشبث به ذيل برهان مىشويم- به مراتب غريب و عجيبتر است از آن فنايى كه اصحاب عرفان و سلوك ادعا مىكنند.
حيرت اندر حيرت آمد زين قصص بى هُشى خاصگان اندر اخسّ «٣» اگر «اخص» با صاد باشد اين قدر حيرت ندارد، زيرا كه فناى ناقص در كامل امرى طبيعى و موافق سنت الهيّه است اين حيرت در جايى است كه «اخس» با سين باشد، چنانچه الان براى تمام ماها اين بى هوشى و فنا متحقق است، و چنان گوش و چشم ما در طبيعت منغمر است و فانى است كه از غلغله عالم غيب بى خبريم. «٤» جايگاه فنا و بقا در سفرهاى عرفانى عارفان چهار سفر روحانى براى سالكان الى الله ترسيم مىكنند:
- سفر از خلق به حق؛ - سفر با حق در حق؛