عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٧٦
مىدانند. پس از اينكه سالك با اين روش براى دفع خاطر قدرت كافى پيدا كرد، او را به ذكر و توجه وا مىداشتند. «١» در روش ملاحسينقلى همدانى، سالك با ذكر خداى متعال و توجّه به اسمى از اسماى خداوند خواطر را از خود دور مىكند. در اين روش سالك پيوسته در ياد خداست و در كنار آن خواطر را نيز از خود دور مىسازد. طبق اين روش شايسته نيست سالك براى تصفيه ذهن و پيدا كردن قدرت روحى مدتها به نقطهاى چشم بدوزد؛ زيرا اگر مرگ او در اين حالت فرارسد، در حال غفلت از ياد خدا خواهد بود. «٢» اين روش از آموزههاى دينى ريشه مىگيرد؛ زيرا آموزههاى دينى روى تافتن از ياد خداى متعال را در هيچ حالى براى مؤمنان شايسته نمىداند و آنان را در همه احوال به ياد كردن از خداى متعال فرا مىخواند. ياد خداى متعال را موجب طرد شيطان و دفع خواطر مىداند. «٣» اگر سالك در حال ذكر، از خدا غفلت نورزد، از هرگونه آسيبى در امان خواهد بود. «٤» ب. مراقبت مراقبت به معناى محافظت و نگهبانى است. سالك همواره در طريق سلوك با موانعى روبهروست. اين موانع به ويژه در آغاز سلوك او را از مجاهدات و برنامهها باز مىدارد.
خواهشهاى نفسانى، عادتها و رسوم، فريب شيطان و دلرباييهاى دنيا دشمنان او در اين پيكار بزرگاند. سالك براى پيروزى در اين پيكار بايد در آغاز هر روز آنچه وظيفه اوست با خود شرط كند و در طول روز مراقب نافرمانى نفس و عمل به برنامههايش باشد و در هنگام خواب به محاسبه اعمال خويش بنشيند و آنجا كه لغزشى از خود ديد، خود را سرزنش و مجازات كند.
اين چهار اصل را به نامهاى «مشارطه»، «مراقبه»، «محاسبه» و «معاتبه» در نزد عارفان و در كتابهاى اخلاقى به ويژه كتابهاى اخلاقى كه رنگ عرفانى به خود گرفتهاند همانند «جامع