عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٦٢
كه بخور اين است ما را لوت و پوت نيست او را جز لقاءاللَّه قوت زين شكنجه و امتحان آن مبتلا مىكند از تو شكايت با خدا «١» ٣. وحدت و يگانگى با اغيار دوست داشتن واقعيتى در قلب است و دل با محبت به چيزى در حقيقت و در پشت پرده به سوى آن حركت مىكند و به گونهاى با آن وحدت و يگانگى مىيابد. هر چه اين محبت شديدتر باشد، وحدت و يگانگى و گمگشتن كاملتر مىگردد.
حركت، نزديكى و يگانگى دل با حركت در نظام طبيعت متفاوت است و احكامى ديگر دارد. دل با توجّه به چيزى و ياد آن به سوى آن حركت مىكند، گرچه در مكانى بسيار دور باشد؛ چنان كه با محبت به آن با او يگانگى مىيابد و با نفرت از او فاصله مىگيرد و دور مىشود. اين به جاى خود حقيقتى است، بايد ديد كه محبوب دل چيست. اگر از عالم بالا و موجودى نورانى باشد، دل را نور مىبخشد و لذت و بهجت مىآفريند؛ ولى اگر از عالم مادى و تاريك باشد، تاريكى و وحشت و فشار مىآفريند.
محبت به دنيا انسان را با لذتها و خوشىهاى نفسانى، يگانگى مىبخشد و دل را در تاريكى متراكم و پر وحشت فرو مىبرد. فرا رسيدن مرگ و كنار رفتن پردهها، اين تاريكيها و وحشتها، را آشكار مىسازد و روح را در عذابى سخت قرار مىدهد. «٢» امام صادق (ع) مىفرمايد:
شخصى به حضور رسول اكرم (ص) رسيد و گفت: «اى رسول خدا من شما را دوست دارم.» پيامبر (ص) فرمود: «براستى مرا دوست دارى؟» مرد گفت: «قسم به خدا كه من شما را دوست دارم.» پيامبر اكرم (ص) فرمود: «تو با كسى هستى كه دوستش دارى.» «٣» اين يگانگى و همراهى در باطن سبب مىگردد تا هر كس در جهان آخرت با آن كس كه دوست دارد محشور گردد. «٤»