عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٦
عرفان نظرى اين بخش عرفان به تفسير هستى مىپردازد، و از خدا و جهان و انسان سخن مىگويد. بخش نظرى عرفان مانند ديگر علوم موضوع و مبادى و مسائلى را معرّفى مىكند و مشاهدات و مكاشفات قلبى را دست مايه استدلال مىسازد و با زبان عقل آن را توضيح مىدهد.
تفاوت عرفان نظرى با فلسفه الهى تفاوتهاى زير را مىتوان بين عرفان نظرى و فلسفه الهى برشمارد:
عرفان نظرىفلسفه الهى ١. استدلالهاى عرفانى بر مشاهدات قلبى تكيه دارند و عارف آنچه را با ديده دل و با تمام وجود خود مىيابد با زبان عقل بيان مىكند. ١. استدلالهاى فلسفى با تكيه بر اصول و مبادى عقلى است. ٢. ابزار عارف دل و مجاهده و تهذيب و تكاپو در باطن است. ٢. ابزار فيلسوف عقل و منطق و استدلال است. ٣. در جهانبينى عارف چيزى در برابر خدا اصالت ندارد. و تمام هستى از شئون و تجليات اويند. ٣. در جهانبينى فيلسوف هم خداوند اصالت دارد و هم غير خداوند با اين تفاوت كه وجود خداوند قائم به ذات خود و ايجاد كننده هستى و وجود غير خدا قائم به خداوند و معلول اوست. ٤. هدف عارف بازگشت به اصلى است كه از آنجا آمده و نزديك شدن به خدا و فانى شدن در بساط قرب او. ٤. هدف فيلسوف ترسيم تصوّرى درست و كامل از جهان در ذهن خود است و آن را حد نهايى كمال انسانى مىداند. ١ «١» تاريخ عرفان و تصوّف اسلامى عرفان اسلامى از آغاز پيدايش خود تاكنون مراحل و دورههايى را پشت سر نهاده است.
بيشتر محققان در بررسى سير تاريخ عرفان اسلامى، عرفاى بزرگ هر قرن را براساس تاريخ ولادت و وفاتشان طبقهبندى و تأليفات مهم و آراء و افكار و پارهاى از سخنانشان را