عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٠٧
رهبرى و ارشاد نيازى همگانى و فطرى انسانها براى رشد و تكامل در همه زمينهها نيازمند استاد و مرّبى هستند. اين نيازى عمومى است كه نمىتوان آن را ناديده گرفت.
بشر با عقل فطرى خود در موضوعاتى كه از آنها باخبر نيست به عالمان و متخصصان آن موضوع رجوع مىكند. ارشاد و رهبرى در سلوك از مصاديق روشن همين رجوع به عالم و متخصص است. قرآن كريم از ما مىخواهد آنچه را نمىدانيم از آگاهان به آن بپرسيم:
وَما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ الّا رِجالًا نُوحى الَيْهِمْ فَسْئَلُوا اهْلَ الذِّكْرِ انْكُنْتُم لاتَعْلَمُونَ. (نحل: ٤٣ وانبياء: ٧)
ما پيش از تو، به رسالت نفرستاديم مگر مردانى را كه به آنها وحى مىفرستاديم؛ اگر خود نمىدانيد از اهل كتاب- آگاهان به آن- بپرسيد.
از اين آيه روشنتر در نياز به پيروى از استادى آگاه، سخن حضرت ابراهيم (ع) در خطاب به عمويش آذر است كه مىگويد:
يا ابَتِ انّى قَدْ جآءَنى مِنَ الْعِلْمِ مْالَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنى اهْدِكَ صِراطاً سَوِيّاً. (مريم: ٤٣)
اى پدر مرا دانشى دادهاند كه به تو ندادهاند. پس، از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم.
امام سجاد (ع) راهبرى و هدايت حكيمى وارسته را سبب نجات از هلاكت و گمراهى مىشمارد و مىگويد:
هَلَكَ مَنْ لَيْسَ لَهُ حَكيمٌ يُرْشِدُهُ.
هلاك مىشود هر كه را حكيمى نباشد كه او را ارشاد و هدايت كند. «١» نياز به استاد و راهنما در كلمات عارفان عارفان مسلمان براى بيان نياز به استاد در سلوك الىاللَّه و شرايط آن از دو حادثه مهم در زندگى حضرت موسى (ع)- كه قرآن از آن حكايت مىكند- بهره گرفتهاند. نخست خدمت كردن حضرت موسى (ع) نزد حضرت شعيب (ع) پيش از رسيدن به رسالت و ديگرى جستوجو از حضرت خضر (ع) و درخواست همراهى و پيروى از او براى آموختن علوم غيبى پس از رسيدن به رسالت.