عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٧٢
بايزي عرفان اسلامى ٧٧ چه بودهايم؟ و حقيقت انسانى ما چيست؟
ص : ٧٦ د را گفتند: «جمله خلق در تحت لواى محمّد خواهند بود. گفت كه لواى من از لواى محمّد عظيمتر است.» «١» جمله «سبحانى ما اعظم شأنى؛ منزَّهم! چقدر شأن و منزلت من والاست!» از بايزيد بسطامى مشهور است؛ «٢» چنانكه «انا الحق» گفتن حلّاج شهرت دارد. «٣» اينگونه سخنان مخالفتهاى زيادى را از سوى متكلمان و فقيهان در برابر صوفيان برانگيخته است. برخى از صوفيان جانشان را در اين راه از دست دادهاند. منصور حلّاج با پايدارىاش بر «انا الحق» گفتن بردار رفت.
برخى محققان اين سخنان را مخالف عقل مىپندارند و وجوهى را كه در تفسير آنها احتمال دادهاند نمىپذيرند. «٤» صوفيان خود اين سخنان به ظاهر مخالف عقل و شرع را مىپذيرند و نيازمند تفسير و تأويل مىدانند؛ از جمله ابو نصر سرّاج طوسى در كتاب اللّمع به شرح اين گونه سخنان پرداخته است. «٥» تحقيقى در شطحيات صوفيان همه شطحيات صوفيان يكسان نيستند، اگر با مبانى عرفان آشنا باشيم، برخى از آنها را مىتوانيم بپذيريم و معنايى درست براى آنها بيابيم، ولى برخى ديگر مانند شطحيات بايزيد و حلّاج بسيار مشكلاند و به سختى بايد آنها را تفسير كرد.
اين سخنان در كلمات صوفيان از نقصان سلوك و بقاء خوديّت در جان سالك ريشه مىگيرد و محققان عرفان از آن پروا دارند؛ چنانكه ابن عربى گويد: «شطح كلمهاى است كه بوى سبك سرى و دعوى دهد و آن بندرت از محققان صادر مىشود.» «٦»