عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٣٣
خرّم دل آنكه همچو حافظ جامى ز مى الست گيرد باز گويد:
نه اين زمان دل حافظ در آتش طلب است كه داغدار ازل همچو لاله خود روست يعنى آتش عشق و طلب كه در اين دنيا دل او را فرا گرفته است نه اين زمان بلكه به دنبال آتش عشق و طلب روز ازل است.
٤. فطرت توحيدى انسانها قرآن كريم بر اين نكته تأكيد مىورزد كه انسانها داراى فطرت و خلقتى خدايى هستند و از آنها مىخواهد اين فطرت الهى و يكتاپرستى را زنده بدارند و به آن روى آورند.
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ الناسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللهِ ذلِكَ الدَّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ. (روم: ٣٠)
به يكتاپرستى روى به دين آور فطرتى الهى كه خدا همه را بدان فطرت بيافريده است، و در آفرينش خدا تغييرى نيست. دين پاك و پايدار اين است، ولى بيشتر مردم نمىدانند.
دميدن روح الهى در انسان، شهود جمال حق در عالم الست، بنيان فطرت توحيدى انسانها را مىسازد. اين عشق فطرى به خداى متعال سبب مىگردد كه انسانها در حيات دنيوى جز با نام خداى متعال آرام نگيرند و به هر چه جز او دست يابند آرامش نيابند. «١» انديشه در اين آيات روشن مىسازد كه عشق و محبت فطرى، ريشه اساسى و مهم گرايش به عرفان حقيقى در جامعه انسانى است گرچه تأثير عوامل مختلف اجتماعى و روانى را در بروز و رشد آن نمىتوان انكار كرد.
دين و عرفان دين به ويژه دين الهى چه نسبتى با عرفان دارد؟ آيا عرفان ذاتاً پديدهاى دينى است و از دين ريشه مىگيرد يا جدا و مستقل از دين هم مىتواند باشد؟ دين چه نقشى در پيدايش و رشد و شكوفايى عرفان دارد؟ اينها پرسشهايىاند كه در اين بخش جوياى پاسخ به آنها هستيم. در آغاز توجه به اين نكته لازم است كه نسبت بين دين و عرفان در اديان الهى و غير الهى متفاوت است.