عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٦٩
آنجا نيز نفس به مراد ديدم. «١» گريز از نيكنامى در فرقه ملامتيه از فرقههاى صوفيه «ملامتيه» است. ملامتيان براى فرار از ريا و خودنمايى و شكستن نفس و مخالفت با آن از نيكنامى گريزان بودند و به گناه و بدى تظاهر مىكردند. با اينكه به شريعت پايبند بودند، در ظاهر خود را لاابالى و بىاعتنا به آن نشان مىدادند و خود را به عمد بدنام مىساختند.
روش ملامتى در ادبيات عرفانى ما نيز تأثير گذاشته است. به كار گرفتن برخى اصطلاحات مانند «مى»، «ميكده»، «دير مغان»، «رندى»، «قلندرى» و «خرقهسوزى» براى معانى بلند عرفانى از اين روش ملامتيه ريشه مىگيرد. «٢» حافظ نيز گرچه خود را ملامتى نمىداند، امّا از اصطلاحات آنان استفاده كرده است:
دلا دلالت خيرت كنم به راه نجات مكن بنفس مباهات و زهد هم مفروش «٣» روش ملامتىگونهاى رياضت و مجاهده با نفس صوفيانه است كه اسلام آن را نمىپذيرد.
اسلام نمىپسندد كه مؤمن كارى كند كه شرف و احترام و آبروى خويش را از ميان ببرد. اسلام چنانكه با ريا و تظاهر به كار خوب مخالفت مىكند، با تظاهر به بدى هم مخالفت مىورزد. «٤» رياضت در اسلام آموزههاى اسلامى انسانها را به كاملترين و نزديكترين راهها در حركت به سوى خدا دعوت كرده است. شريعت اسلامى آنچه را در حركت به سوى خداى متعال و تابش انوار معرفت لازم است، بيان كرده است. علامه طباطبايى (ره) در اين باره مىگويد:
آنچه از كتاب و سنت آشكار مىگردد اين است كه شريعت اسلامى اجازه توجّه به غير خداى متعال را به اهل سلوك نمىدهد و چنگ زدن به غير خداى سبحان را روا نمىداند مگر راهى كه شريعت بر بكارگيرى آن فرمان داده است. همانا شريعت اسلامى كمترين ذرهاى در بيان احكام سعادت و شقاوت فروگذار نكرده و هيچ چيزى را كه در سير الى اللَّه براى سالكان لازم