عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٠٩
راه به در مىبرند؛ نه امنى و قرارى كه علّت طلب را شفا دهد و نه يأسى و قنوطى كه طمع از وصل قطع كند. «١» مولوى در نكوهش نوميدى و ستايش رجا گويد:
انبيا گفتند نوميدى بد است فضل و رحمتهاى بارى بىحد است از چنين محسن نشايد نااميد دست در فتراك اين رحمت زنيد اى بسا كارا كه اوّل صعب گشت بعد از آن بگشاده شد، سختى گذشت بعد نوميدى بسى اميدها است از پس ظلمت بسى خورشيدها است «٢» اميد و فضل و رحمت خداى متعال سالك را به تلاش و جديّت بيشتر وامىدارد و اين نشانه صداقت و درستى رجا و اميدوارى است. قرآن كريم به صراحت مىگويد:
فَمَنْ كَانَ يَرْجُوا لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحاً وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَداً. «٣» (كهف: ١١٠)
آن كه اميد ديدار پروردگارش را دارد، عمل شايسته كند و كسى را در عبادت پروردگارش، انباز نسازد.
سالك اميدوار در عين تلاش و جديّت جز به فيض و رحمت خداى متعال دل نمىبندد و نظرى به اعمال و مجاهدات خود ندارد؛ زيرا آن كه عظمت حق را دريافت، مىداند كه در برابر عظمت الهى هر چيزى كوچك و هر كمالى بىمقدار و در پيشگاه كبريايى او به مثقالى نيرزد. «٤» ابونصر سرّاج، رجا را سه گونه مىداند: رجاى در ثواب، رجاى در وسعت رحمت خداوند و رجاى فىاللَّه. رجاى به فضل و رحمت الهى شأن بنده فرمانبردار است، امّا رجاى عارف واصل «رجاى فىاللَّه» است كه از خدا جز خدا تمنّى ندارد. «٥» سعدى مىگويد:
خلاف طريقت بود كاوليا تمنّى كنند از خدا جز خدا