عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٢٣٠
درس پانزدهم: تصرفات روح انسانى پس از گذر از عوالم هستى و تنزلات وجودى در بدن قرار مىگيرد. روح در اين تنزلات وجودى، صورت اصلى علم، قدرت و ديگر كمالات وجودى خود را از دست مىدهد. دلبستگى روح به بدن و سامان بخشى به حيات دنيوى روح را از حقيقتش دور مىسازد. در اين انبوه تاريكيها، گاه و بيگاه، بارقههايى از نور اميد و بيدارى از باطن و حقيقت انسانى مىدرخشد و آدمى را به موطن اصلى خويش و قرب و لقاى حق فرا مىخواند، به خود مىآيد و راه سفر در پيش مىگيرد و با رهيدن از دلبستگيها و كنار زدن حجابها در مسير قرب و ولايت گام برمىدارد. با كنار زدن هر حجابى به خداى متعال نزديكتر مىگردد و وسعت وجودى مىيابد و كمالات حقيقىاش را آشكار مىسازد.
روح با تكاندن غبار تن توانايى پيدا مىكند تا به خواست خداى متعال به تصرفاتى شگرف در عالم طبيعت دست زند. با اين تصرفات و خرق عادات است كه انبيا و اوليا، معجزات و كرامات را براى هدايت بشر آشكار مىسازند و انسانها را به فرمانبردارى از حق و قرب و لقاى او فرا مىخوانند. جمعى نيز به طمع به دست آوردن علم و قدرتهاى پنهان در جان آدمى، از حركت در مسير كمال انسانى باز مىمانند. اينان با رياضتهاى سخت و يارى گرفتن از شيطانها و جن از برخى از اسرار مردم باخبر مىشوند و توانايى تصرفاتى محدود را پيدا مىكنند و مردم را از راه كمال و سعادت باز مىدارند. سالكان حقيقى در پى اين گونه تصرفات و علوم نيستند و تمام تواناييها و همتشان را براى رسيدن به مقام ولايت الهى به كار مىگيرند.
ادب بندگى آنان را از تصرّف در عالم باز مىدارد و به جز آنچه خواست و رضاى الهى است، تصرّفى در عالم ندارند. در اين درس پس از بررسى برخى آيات قرآن كريم كه از وقوع