عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٩٨
مراد از مقام، مرتبهاى است از مراتب سلوك كه در تحت قدم سالك آيد و محلّ استقامت او گردد و زوال نپذيرد. «١» سالك با تلاش و زحمت فراوان اين مقامات را پشتسر مىنهد، و با گام نهادن در يك مقام و استوار ساختن آن به سوى مقام بالاتر حركت مىكند. برخى عارفان گذر از يك مقام را پيش از تكميل آن ممكن نمىدانند. شيخ شهابالدين سهروردى بر آن است كه هيچ سالك را پيش از تصحيح مقامى كه قدمگاه اوست، ترقى به مقامى فوق آن ميسّر نشود. «٢» برخى ديگر از عارفان برآناند كه سالك مىتواند پس از گذر از يك مقام نواقص آن را جبران كند و به تكميل آن بپردازد. «٣» بنابراين، گذر از يك مقام براى راه يافتن به مقام بالاتر ضرورى مىنمايد اگرچه بتوان پس از رسيدن به مقام بالاتر به تكميل مقام پايينتر پرداخت.
تعريف حال حال عنايتها و دگرگونيهايى است كه خداى متعال در دل سالك ايجاد مىكند تا او را براى رسيدن به مقام برتر آماده سازد.
مراد از حال نزد عا عرفان اسلامى ٢٠٣ ٣. توكل ص : ٢٠٣ رفان، واردى است غيبى كه از عالم عِلوى، گاهگاه بر دل سالك فرود آيد و درآمد و شدبُود تا آنگاه كه او را به كمند جذبه الهى از مقام ادنا به اعلا كشد. «٤» احوال بىاختيار بر قلب سالك وارد مىگردند و پايدار نيستند گرچه مقام سالك و مجاهدتهايى كه مىكند در ورود اين حالات و پايدارى آنها تأثير بسزا دارند. برخى عارفان احوال را ميراث و ثمره اعمال مىدانند.
عزالدين محمود كاشانى درباره اين ويژگى احوال و تفاوت آن با مقامات گويد:
حال كه نسبت تفوّق دارد در تحت تصرّف سالك نيايد، بلكه وجود سالك محلّ تصرّف او بود و