عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٣٨
با تأمل در اين دو ويژگى كمالات فطرى و هدفى كه انبيا در پى آناند، مىتوان دريافت كه عرفان براى رساندن آدمى به كمالات انسانى هم در مرحله بروز و هم در مرحله رشد و هدايت نيازمند دين است و با آن پيوند مىيابد. علّامه طباطبايى درباره جايگاه دين در تحقق تمايلات فطرى مىگويد:
فطرت كمال انسانى را تشخيص مىدهد، ولى اين تشخيص به تنهايى كافى نيست كه كمالات انسانى را فعليت بخشد و نياز به ياورى دارد كه او را يارى دهد و اين ياورى كه فطرت را در فعليت بخشيدن به كمالات يارى مىدهد حقيقت نبوّت است. «١» دين و عرفان ناب آنچه تاكنون درباره نسبت بين دين و عرفان گفتيم، درباره عرفانهاى بشرى است كه با پيدايش اديان الهى آشكار گشتند. اديان الهى انسانها را به عرفانى اصيل و جامع دعوت مىكنند؛ زيرا آنها را به مراتب بالاى عشق و دلدادگى به خداى متعال، بندگى و معرفت به او دعوت مىكنند و راه رسيدن به آن را نيز مىنمايانند. چنين عرفانى گذشته از آنكه با آموزههاى دينى آشكار و تكامل مىيابد، از اديان الهى سرچشمه مىگيرد و جزء تعاليم اصلى آنهاست.
بنابر آنچه گذشت، درباره نسبت بين عرفان و دين بايد گفت: عرفانهاى بشرى از نيازهاى روحى انسان ريشه مىگيرند و از اين نظر وابسته به اديان الهى نيستند، امّا با دقّت در فطرى بودن گرايشهاى عرفانى و نياز به تحريك و هدايت آن، دين نقش مهمّى در پيدايى و هدايت تمايلات عرفانى دارد. از اين رو عرفا نهايى كه در بين اديان الهى روييدهاند، از عمق و جامعيّت بيشترى برخوردارند. عرفان ناب دينى نيز از دعوتهاى مهم انبياست و از دين ريشه و كمال مىگيرد.
خاستگاه عرفان اسلامى فرهنگ غنى اسلامى زمينهساز ظهور و شكوفاي عرفان اسلامى ٤٣ درس سوم: عرفان و جامعه ى علوم بسيارى در ميان مسلمانان بوده است.
برخى از اين علوم مانند فقه و اصول و تفسير و حديث مايههاى اصلى خود را از اسلام گرفتهاند و