عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١١٤
«ملائكه گرداگردشان را گرفتهاند، بر آنان آرامش نازل و درهاى آسمان بر ايشان گشوده شده، و مقامات كرامت در جايى كه خدا بر آن آگاه است، آماده گشته و از كوشش آنها خشنود و مقامشان نزد او پسنديده است.» «١» شرايط استادى و ارشاد در كلام عارفان عارفان به نقش كارساز استاد در سلوك آگاهند و هر كسى را شايسته ارشاد و استادى نمىدانند، و براى آن شرايطى معرّفى كردهاند. آنان با استفاده از آيه ٦٥ سوره كهف، وجود پنج شرط را براى استاد لازم مىشمارند. شيخ نجمالدين رازى در اين باره مىگويد:
بدانكه حق تعالى خضر (ع) را اثبات شيخى و مقتدايى كرامت كرد و موسى (ع) را به مريدى و تعلّم علم لدنّى نزد او فرستاد و از استحقاق شيخوخيت خضر اين خبر مىدهد كه «عَبْداً مِنْ عِبادِنا اتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِندِنا و عَمَلَّناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً» (كهف: ٦٥)؛ «در آنجا بندهاى از بندگان ما را كه رحمت خويش بر او ارزانى داشته بوديم و خود بدو دانش آموخته بوديم، يافتند.» پنج مرتبه خضر را اثبات مىفرمايد:
١. اختصاص عبديّت خداى متعال- مِنْ عِبادِنا- ٢. قبول حقايق از خداى متعال بىواسطه- اتَيْناهُ رَحْمَةً- ٣. دريافت رحمت خاص از مقام عنديّت- رَحْمَةً مِنْ عِندِنا- ٤. شرف تعلّم علوم از حضرت حق- عَلَّمْناهُ- ٥. دريافت علوم لدنّى بىواسطه- مِنْ لَدُنّا عِلْماً- و اين پنج ركن است كه بناء اهليّت شيخى بر آنست. «٢» عارفان به جز اين شرايط، وجود صفاتى مانند ايثار، شفقت، حلم، عفو و مانند آنها را در استاد ضرورى مىدانند. «٣» براى نمونه نجمالدين درباره وجود صفت شفقت و مهربانى در استاد گويد: