عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٣٥
از اصل مقصد كه آخرت است و لزوم سير به سوى او و لزوم اخذ رفيق و زاد طريق باز مىدارد و انسان بكلى آخرت را فراموش مىكند و مقصد را از ياد انسان مىبرد. «١» ياد مرگ و آنچه انسانها پس از مرگ با آن روبهرو مىگردند، ريشههاى اين غفلت و مانع بزرگ را از جان انسان مىزدايد. امام صادق (ع) فرموده:
ذِكْرُ الْمُوتِ يُميتُ الشَّهواتِ فى النَّفْسِ وَ يَقْطَعُ مَنابِتَ الغَفْلَةِ وَ يُقِوّىِ القَلْبَ بِمَواعِدِاللَّهِ وَ يَرِّقُ الطَبْعَ و يُكْسِرُ اعْلامَ الهَوى و يُطْفِىءُ نارَ الحِرْصِ و يُحَقِّرُ الدُّنيا وَ هُوَ مَعنى ما قالَ النَّبىُ فِكرُ ساعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبادَةِ سنَةٍ. «٢» ياد مرگ شهوات را در درون آدمى مىميراند، و ريشههاى غفلت را از دل برمىكند، قلب را به وعدههاى الهى نيرومند مىسازد، و به جان نرمى و لطافت مىبخشد، نشانههاى هواپرستى را درهم مىشكند، آتش حرص را خاموش و دنيا را در نگاه آدمى كوچك مىسازد، و اين معناى سخن پيغمبر (ص) است كه گفت: ساعتى فكر و انديشه از يك سال عبادت برتر است.
از اين گذر يكى از برنامههاى سالكان، انديشه در مرگ و سختىهاى آن است. «٣» برخى از بزرگان نيز پارهاى از اوقات خود را به قدم زدن در قبرستانها و انديشه در مرگ سپرى مىكردند. «٤» پرسش ١. يقظه چيست و از كجا نشأت مىگيرد؟
٢. تأثيرات يقظه را در وجود سالك بيان كنيد؟
٣. نگاه سالك بيدار نسبت به فرصتها چگونه است؟
٤. عوامل پذيرش نور يقظه را نام بريد؟
٥. صاحبان ولايت مطلقه الهى چه نقشى در ايجاد يقظه دارند؟