عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ١٢٦
به سوى خدا پس از عالم بىخبرى و با بيدارى شروع مىگردد و گرنه سالك در تمام مراحل و منازل سلوك نيازمند نور يقظه است. «١» آثار يقظه در وجود سالك تابش نور يقظه سالك را به خود مىآورد و دگرگونيها و تحولات اساسى در بينش و گرايش وى ايجاد مىكند. همين دگرگونيها و تحولات است كه از ميزان بيدارى و يقظه و درستى آن در وجود سالك خبر مىدهد. برخى از اين دگرگونيها عبارتاند از:
١. توجّه ويژه به نعمتهاى الهى با يقظه، نعمتهاى الهى در نگاه سالك مفهومى تازه مىيابند؛ مفهومى كه تاكنون بدانها توجّهى نداشته است. او همه جا را پر از نعمتهاى خدا مىبيند، نعمتهايى كه به شماره در نمىآيند و هر كدام به جاى خود نعمتى بزرگ است و براى انسان و حركت او به سوى مقصدى والا. او خود را غرق نعمتهاى بىكران خداوند و ناتوان از اداى شكر آنها و شرمنده در پيشگاه او مىيابد.
آيات قرآن براى او معنايى تازه مىيابند به ويژه آياتى كه نعمتهاى خدا را بر مىشمارند و همه را براى رسيدن به مقصود نهايى معرّفى مىكنند. «٢» اين علم و آگاهى وجود سالك را فرا مىگيرد، و او را به ياد كوتاهيهاى خود در استفاده از اين نعمتها مىآورد. نشناختن ارزش اين نعمتها مدام در برابر ديدگان اوست و شرم كوبندهاى او را فرا مىگيرد. او مىبيند چه نعمتهايى را ضايع كرده است و چه فرصتهايى را از دست داده؛ فرصتهايى كه مىتوانست از آنها در راه رسيدن به مطلوب بهره گيرد. او مىبيند چه ظلم بزرگى كرده و چه مؤاخذههاى سنگينى در پيش دارد. «٣» خواجه عبداللَّه انصارى درباره نخستين اثر يقظه مىگويد:
نخست توجّه قلب به نعمت است، با نوميدى از شمارش آن، و با ايستادن بر حد آن، و روى آوردن به شناخت منّت خداى متعال در آن و پى بردن به كوتاهى در حق آن. «٤»