عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٧٦
آخر آيه از بازگشت به سوى خدا و رسيدن به نتايج اعمال خبر مىدهد و در حقيقت به نقش شناخت نفس در دستيابى به سعادت ابدى گوشزد مىكند. «١» آيه خلافت «٢»، آيه امانت «٣» و آيات جنت آدم (ع) «٤» همه و همه هر انسانى را به شناخت اصل و حقيقت خويش فرا مىخواند؛ اينكه در مرتبت اصلى خود چه بوده و با مجاهدت و بندگى و تجريد چه مىتواند باشد.
روايات نيز با تعابير گوناگون انسان را متوجّه حقيقت خود مىكنند و به حركت و تزكيه وامىدارند.
از اميرالمؤمنين (ع) نقل كردهاند كه فرمود:
العارِفُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَأعْتَقَها وَ نَزَّهَها عَنْ كُلِّ ما يُبْعِدُها. «٥» عارف كسى است كه خويشتن را بشناسد و خود را از آنچه او را از خدا دور مىكند، رها سازد و پاك گرداند.
روايات با تأكيد بر شناخت نفس به اين نكته اشاره مىكنند كه شناخت حقيقت نفس بهترين انگيزه و محرّك براى رهايى از تاريكيهايى است كه جان آدمى را فرا گرفته و او را از ديدار جمال الهى محجوب ساخته است. «٦» چه بودهايم؟ و حقيقت انسانى ما چيست؟
حقيقت انسان، روح الهى است كه خداى متعال در او دميده است. اين روح نزديكترين مخلوق به خداى متعال و جلوهگاه اسما و صفات اوست. قرآن كريم در چند آيه «٧» از اين حقيقت پرده برداشته است. از جمله در قرآن آمده است: