عرفان اسلامى - حسینی - الصفحة ٣٤
در هر يك از گونههاى تمايلات عرفانى پاسخها تفاوت خواهد كرد. براى نمونه مصداق دين و عرفان هندى يكى است و مىتوان گفت اين دين از عرفان هندى سرچشمه گرفته است؛ در حالى كه در اديان الهى چنين نيست. تمايل به عرفان و تهذيب نفس نيز با انگيزههاى گوناگون همراه است. علامه طباطبائيى (ره) سه انگيزه اساسى براى آن برشمرده است و تنها دو قسم آخر آن را عرفان حقيقى مىداند. اين انگيزهها عبارتاند از:
١. دستيابى به قدرتهاى پنهانى كه در نفس وجود دارد براى رسيدن به هدفهاى دنيوى؛ ٢. پى بردن به حقيقت نفس؛ ٣. ش عرفان اسلامى ٣٨ خاستگاه عرفان اسلامى ص : ٣٨ ناخت خداى متعال از راه معرفت نفس و تهذيب آن. «١» هدف ما در اين بخش روشن ساختن نسبت بين اديان الهى و عرفان حقيقى است و به تمايلات عرفانى ديگر و اديان غير الهى نمىپردازيم.
در بيان نسبت بين دين و عرفان به دو نظريه متفاوت برمىخوريم:
١. عرفان مستقل از دين برخى عرفان را پديدهاى دينى نمىدانند و مستقل از اديان مىشمارند و معتقدند ممكن است عرفان با يكى از اديان پيوند يابد ولى اين پيوند الزامى نيست. والتر ترنس استيس نويسنده و فيلسوف انگليسى از كسانى است كه عرفان را پديدهاى دينى نمىداند، ولى آگاهى عرفانى را در ميان همه اديان مشترك مىداند و مىگويد:
هر عارفى در هر فرهنگى احوال خويش را بر وفق آئينى كه در دامنش پرورش يافته است تعبير مىكند. «٢» وى پس از طرح مباحثى در اين باره نتيجه مىگيرد:
نتيجه كلى در باب پيوند عرفان از يك سو و اديان رسمى از سوى ديگر اين است كه عرفان مستقل از همه آنها است؛ به اين معنا كه مىتواند بدون هيچيك از آنها وجود داشته باشد. «٣»